ali Soleimani: Author scholar and critic and theorist researcher
مردم در هندسه نظام اسلامي چكاره هستند و چه نقشي دارند ؟ از چه وزن و اندازه اي و از چه موقعيت و منزلتي برخوردارند ؟ آيا حضور و مشاركت آنان در معماري و در قوام و دوام نظام ، لازم و واجب است ؟ و آيا اراده و آراي آنان در حدوث و بقاي نظام ، كارگر و كارآمد است ؟ و از ارزش و اهميت برخوردار است ؟ آيا مردم سازنده و يا پذيرنده نظام اند ؟ نسبت بين ملت و حكومت چيست ؟ مردم در رابطه با نظام حكومتي چه تكليفي دارند و از چه حقوقي برخوردارند ؟ مشاركت ، بيعت و جمهوريت چه معنا و مفهومي دارند و چه نسبتي بين خدا باوري و دموكراسي و نيز بين دينداري و مردم سالاري وجود دارد ؟ در نظام اسلامي « سالار » كيست ؟ آيا « مردم سالاري » حقيقتاً همان « سالاري مردم است»؟ بر حسب آنچه كه در سير و سيره ائمه مشهود است ، آن بزرگواران در اين زمينه چه نقد و نظري داشتند ؟ رأي سياسي حضرت علي (ع) در اين رابطه چيست ؟ رأي امام خميني به عنوان مؤسس نظام اسلامي در عصر حاضر چيست ؟و … ؟ سؤالاتي از اين دست ، پس از پيروزي انقلاب اسلامي به تدريج و به طور جدي مطرح و پس از پديده دوم خرداد اوج و موج برداشت و شدت و فزوني گرفت و پاسخ هاي متفاوت و گاهي هم متعارض و متناقض دريافت كرد . البته ، بر حسب آگاهي هاي تاريخي و گواهي هاي اجتماعي تقريباً هيچ كس و هيچ گروهي را نمي توان يافت كه در زبان و بيان دم از « مردم» نزنند و مردم گرايي و مردم سالاري را نستايند . اما تعدد و تنوع و احياناً تفاوت و تعارض تبيين و تفسيرهايي كه در اين رابطه صورت گرفته و مي گيرد ، حكايت از گونه هاي مختلف رويكرد در مردم گرايي و مردم سالاري دارد . از اين رو ، سؤال اصلي و اساسي اين است كه مردم گرايي و مردم سالاري با كدام رويكرد؟ واقع تاريخي و اجتماعي اين است كه « مردم گرايي » داراي رويكردهاي مختلف و گوناگوني است . 1 ـ رويكرد ابزاري كسان ، گروه ها و جماعت هايي بوده و هستند كه بي هيچ گونه ايمان و اعتقادي به «خلق» خود خواهانه و سوداگرايانه ، خلق را فرياد كرده و از حضور و حقوق آنان دم زده و مي زنند ، چونان كه با « حق » هم چنين كرده و مي كنند . اين جماعت از مردم گرايان به لحاظ مبادي فكري و مباني عملي دو دسته اند . 1/1. مردم گرايي انسداد و ارتجاعي تاريخ نشان داده و مي دهد در جوامعي كه مدار خرد و فرهنگ و سياست توسعه نيافته و شرط زندگي مدني حاصل نشده و حركت اجتماعي مردم ، توده وارد صورت مي گيرد و مي توان به نام باورهاي سنتي و باستاني و به منظور حفظ قدرت از ساز و كار تحميق و تحمير بهره گرفت و از حركت هاي اصلاحي پيشگيري نمود و عمر انسداد فكري و انحصار اقتصادي و استبداد سياسي را طولاني تر كرد . بهترين روش ، طرح شعار « مردم گرايي » است ، چونان كه نمرود و فرعون در ستيز با حضرت ابراهيم و موسي و نيز سردمداران حزب اموي براي نفي و انكار امام علي (ع) از چنين روشي بهره گرفته و به نوعي شعار «مردم» را فرياد كردند . اين گونه از مردم گرايي ماكياوليستي مصداق قاعده « تكيه بر اصلي براي نفي محتواي همان اصل » است . روشن است كه اين گونه « مردم گرايي » براي نفي و انكار حضور و حقوق آنان بوده و نتيجه اي جز سد و سلب آزادي هاي اساسي مردم نداشته و ندارد . اين گونه « مردم گرايي » از شاخص هاي اسلام اموي و تشيع صفوي و نظام فرعوني است . 2/1. مردم گرايي اضطراري و انفعالي گونه ديگر مردم گرايي ابزاري ، مردم گرايي كساني است كه خلق را در برابر حق تعريف نموده و به هيچ ترتيب توده مردم را داراي اهميت و قابليت حضور مشاركتي و تأثير گذار و سازنده در صحنه ندانسته و با تقسيم مردم به « شهروند درجه يك و دو » و به نام « جمهور ناب » و … حق شركت در سرنوشت سياسي را از آنان سد و سلب نموده و با تأكيد بر اين پندار كه اعلام نظر امام خميني(ره) بر« جمهوري » به عنوان فرم نظام ، يك اعلام اضطراري و تاكتيكي به منظور جلب نظر بيگانگان بوده است ، حضور مردم را به عنوان پذيرنده قدرت و اوامر حكومتي صواب و صلاح دانسته و واجب شمرده اند . بديهي است كه اثر وضعي اين گونه مردم گرايي ـ چونان نظريه اول ـ چيزي جز نفي حضور و حقوق مردم و سد و سلب آزادي هاي معقول و مشروع آنان نبوده و نمي تواند باشد .
2. رويكرد ارزشي 1/2. مردم گرايي ارزشي و استحقاقي در برابر بينش اول (ابزاري ) ، بينش ديگري وجود داشته و جريان دارد . اين بينش با توجه به تعريف و تفسيري كه از اسلام ، انسان و حكومت دارد ، مردم را داراي استعداد و استحقاق شركت در تعيين سرنوشت سياسي و اجتماعي دانسته و بر اين مبنا آنان را قاعده نظام و ضابطه مشروعيت آن مي داند . اين بينش مردم را نه در تحريك توده اي و نه صرفاً در تأييد نظام يكه سالار مي خواهد ،بلكه بر اين باور است كه مردم در همه سطوح و تمامي سيكل هاي فرايند قدرت ، عامل اساسي و اصلي به شمار رفته و معتقد است كه حكومت گذشته از محتواي ارزشي آن ، يك پديده زميني و عرفي و مولود اراده ملي و خرد جمعي است و بر اين پايه در ساخت و ساز نظام « رأي ملت » را ميزان و « متبع » دانسته و تخلف از آن را نيز ناروا مي داند . گشت و گذاري هر چند شتابزده و كوتاه در سير و سيره علي (ع) به روشني ابطال رويكرد نوع اول و دوم ( ابزاري ) و اثبات رويكرد نوع سوم (ارزشي ) را نشان داده و آشكار مي سازد كه تأكيد و تكيه امام بر عنصر « بيعت » در ساختار قدرت و حكومت داراي چه بنيان و بنيادي است و چه پيامي دارد . دراین وبلاگ نویسنده علی سلیمانی " محقق ونویسنده بیش از7جلدکتاب" وازمبلغان اسلامی در تلاش است تا با موضوعات اجتماعی- سیاسی- فرهنگی واقتصادی گامی در جهت فرهنگ سازی ورفع مشکلات جامعه عزیز اسلامی بردارد. htt://solimanyali.blogfa.com email:solimany_ali@yahoo.com htt://nrscompany.blogfa.com htt://caspiankimiakaraj.blogfa.com
نگاهي به جايگاه احسان و نيكي به والدين در قرآن و حديث
الف. در چهار سوره از قرآن مجيد نيكي به والدين بلافاصله بعد از مسأله توحيد قرار گرفته اين هم رديف بودن دو مسأله بيانگر اين است كه اسلام تا چه حد براي پدر و مادر احترام قائل است. به عنوان مثال، در سوره اسرا آيه 23 مي خوانيم: و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر احسان كنيد! ب. اهميت اين موضوع تا آن جاست كه هم قرآن و هم روايات صريحاً توصيه مي كنند كه حتي اگر پدر و مادر كافر باشند، رعايت احترامشان لازم است. در سوره لقمان آيه 15 مي خوانيم: اگر آنها به تو اصرار كنند كه مشرك شوي اطاعتشان مكن، ولي در زندگي دنيا به نيكي با آنها معاشرت نما! ج. شكرگزاري در برابر پدر و مادر در قرآن مجيد در رديف شكرگزاري در برابر نعمتهاي خدا قرار داده شده چنان كه در سوره لقمان آيه 14 مي خوانيم: مرا و پدر و مادرت را شكر كن. د- قرآن حتي كمترين بي احترامي را در برابر پدر و مادر اجازه نداده است. در حديثي از امام صادق(ع) آمده است: اگر چيزي كمتر از اف وجود داشت، خدا از آن نهي مي كرد و اين حداقل مخالفت و بي احترامي نسبت به پدر و مادر است، و منظور از اين جمله نظر تند و غضب آلود به پدر و مادر كردن مي باشد(تفسير نمونه/ج12،ص79) ه. با اينكه جهاد يكي از مهمترين برنامه هاي اسلامي است، تا زماني كه جنبه وجوب عيني پيدا نكند، يعني داوطلب به قدر كافي باشد، بودن در خدمت پدر و مادر از آن مهم تر است، و اگر موجب ناراحتي آنها شود، جايز نيست. در حديثي از امام صادق (ع) مي خوانيم كه مردي نزد پيامبر(ص) آمد و عرض كرد من جوان با نشاط و ورزيده اي هستم و جهاد را دوست دارم ولي مادري دارم كه از اين موضوع ناراحت مي شود، پيامبر(ص) فرمود: برگرد و با مادر خويش باش، قسم به آن خدايي كه مرا به حق مبعوث ساخته است، يك شب مادر با تو مانوس گردد از يك سال جهاد در راه خدا بهتراست(همان/ص 80)! ولي البته هنگامي كه جهاد، جنبه وجوب عيني پيدا كند و كشور اسلامي در خطر قرار گيرد و حضور همگان لازم شود، هيچ عذري پذيرفته نيست، حتي نارضايتي پدر و مادر. انسان بايد در برابر پدر و مادر خود حق شناس باشد و احترام و نيكي به آنها را هرگز فراموش نكند، هر چند زحمات آنان به قدري ارزشمند است كه فرزندان هرگز نمي توانند آن گونه كه شايسته مقام و منزلت پدر و مادر است ، دين خود را نسبت به آنها ادا كنند و ذره اي از آن همه محبت را جبران نمايند. شناخت جايگاه و مقام والدين
جايگاه پدر و مادر بسيار والاست كه انسان قادر به درك اين عظمت نمي باشد. پدر و مادر واسطه آفرينش فرزند و مسؤول تربيت و پرورش او مي باشند، بدين سبب در دين مقدس اسلام بالاترين تأكيد در اطاعت و احترام به آنان شده است تا جايي كه خداوند متعال در قرآن كريم نام آنان را در رديف نام خود قرار داده و پس از دستور به شكرگزاري خود، بر لزوم قدرداني از آنان تأكيد مي نمايد و مي فرمايد:آري به او توصيه كردم كه براي من و براي پدر و مادرت شكر بجا آور كه بازگشت [همه شما] به سوي من است! و هر گاه آن دو، تلاش كنند كه تو چيزي را همتاي من قرار دهي، كه از آن آگاهي نداري [بلكه مي داني باطل است]، از ايشان اطاعت مكن، ولي با آن دو، در دنيا به طرز شايسته اي رفتار كن و از راه كساني پيروي كن كه توبه كنان به سوي من آمده اند سپس بازگشت همه شما به سوي من است و من شما را از آنچه عمل مي كرديد آگاه مي كنم.(لقمان/14-15) پيامبر اكرم(ص) نيز از مقام عظيم و والاي پدر و مادر، نزد خداوند خبر مي دهد و مي فرمايد: خداوند با خشنودي والدين خشنود مي شود و با خشمگين شدن والدين خشمگين مي گردد و اين نشان دهنده توجه و عنايت ويژه پروردگار نسبت به مقام و منزلت والدين مي باشد. همچنين ايشان در بيان عظمت و شأن اين دو موجود گرانقدر مي فرمايد: نگاه محبت آميز فرزند به پدر و مادرش، عبادت است.(محدث نوري/ مستدرك الوسائل/ ج9/ ص152) آري ، همين نگاه ساده و همراه با مهر و محبت به پدر و مادر كه باعث خشنودي و شادماني آنها خواهد شد و رضايت آنها را در پي خواهد داشت ،عبادت محسوب مي شود ؛ همان هايي كه با تحمل مشقتهاي فراوان در راه پرورش فرزندان فداكاري ها كرده اند و لذا، شايسته ترين انسانها براي احترام و قدرداني معرفي شده اند. اهميت احترام به والدين در فرهنگ ديني ما احترام به پدر و مادر از جمله ضروريات و مهمترين مسائل اخلاقي محسوب شده كه خداوند متعال به آن سفارش فراوان كرده است. قرآن كريم بعد از اصل توحيد، يكي از مهمترين تعليمات انساني را نيكي به پدر و مادر معرفي فرموده است: پروردگارت مقرر داشت كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكي كنيد. اگر يكي از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگي رسيدند به آنها [حتي]اف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخني شايسته بگو و از روي مهرباني و لطف، بالِ تواضع خويش را براي آنان فرودآور و بگو: پروردگارا!بر آن دو رحمت آور، همان گونه كه مرا در كودكي تربيت كردند.(اسراء/23-24) آري، بي احترامي به پدر و مادر گناه بزرگي است كه خداوند به راحتي از آن نمي گذرد و تا روز قيامت صبر نمي كند و فرزند خطاكار را سريع مجازات مي نمايد. پيامبر بزرگ ما در اهميت اين موضوع مي فرمايد: «كيفر سه گناه تا قيامت به تاخير نمي افتد عاق پدر و مادر، ظلم و تجاوز به مردم و ناسپاسي در مقابل احسان و نيكي ديگران.» آثار نيكي و احترام به والدين
نيكي و احترام به پدر و مادر و راضي و خشنود نمودن آنان، آثار و فوايد بسيار مهم و ارزنده و سعادت دنيوي و اخروي را در پي خواهد داشت . در اينجا به برخي از آنها اشاره مي كنيم: 1 - خشنودي خداوند و غفران الهي خشنودي خداوند يكي از مهم ترين نتايج نيكي و احترام به والدين است چنان كه امام صادق (ع) مي فرمايد: «حسن سلوك و نيكي به والدين از حسن شناخت و معرفت عبد به خداوند تعالي است، زيرا هيچ عبادتي انسان را به سرعت نيكي به پدر و مادر به خشنودي خداوند تعالي نمي رساند آن هم احساني كه محض تحصيل رضاي پروردگار باشد.» بدين جهت خداوند در سوره اسراء بعد از آنكه انسان را به نيكي كردن و احترام به پدر و مادر دستور مي دهد، مي فرمايد: «پروردگارتان به آنچه در درون شماست، آگاه تر [از خودتان]است. اگر صالح باشيد، قطعاً او آمرزنده توبه كنندگان است.»(اسراء/25) بنا بر اين از آنجا كه گاهي در باره حفظ حقوق پدر و مادر و احترام آنها و تواضعي كه بر فرزند لازم است ممكن است لغزش هايي پيش بيايد كه انسان آگاهانه يا ناآگاه به سوي آن كشيده شود . چنانچه بلافاصله پشيمان شود و در مقام جبران برآيد، مسلماً مشمول عفو خدا خواهد شد. 2 - طول عمر يكي ديگر از آثار احترام به والدين، طولاني شدن عمر انسان است .پيامبر(ص)در اين باره مي فرمايد: « اي فرزند آدم! به پدر و مادرت نيكي كن و صله رحم داشته باش تا خداوند، كارت را آسان و عمرت را طولاني بگرداند. پروردگارت را فرمان ببر تا خردمند به شمار آيي و از او نافرماني نكن كه نادان شمرده مي شوي.» همچنين مي فرمايد:«در آنچه خداي متعال در «الواح» به موسي(ع) داد، از جمله چنين بود:... مرا و پدر و مادرت را سپاسگزاري كن، تا تو را از نابود شدن ها حفاظت كنم و اجلت را به تأخير بيندازم و به تو زندگي اي پاك ببخشم و تو را از اين زندگي به سوي بهتر از آن، ببرم.» امام باقر (ع) نيز با تحسين كساني كه والدين خود را مورد احترام و نيكي قرار مي دهند مي فرمايد: «خوشا به حال كسي كه به پدر و مادر خود نيكي كند، زيرا خداوند بر عمر او مي افزايد» 3 - فراواني روزي خداوند متعال «رزاق» است؛ تمامي موجودات بر سفره لطف و احسان او حضور دارند و از نعمت هاي او چه مادي و چه معنوي بهره مند مي شوند. وظيفه ما در قبال اين همه نعمتي كه خداوند به ما عطا كرده اين است كه هميشه و در همه حال سپاسگزار او باشيم. در حقيقت شكر نعمت عامل بسيار مؤثري در افزايش نعمت ها و الطاف الهي است كه خداوند با صراحت بدان اشاره فرموده است: « و پروردگارتان اعلام كرد كه اگر مرا سپاس گوييد، بر نعمت شما مي افزايم و اگر كفران كنيد، بدانيد كه عذاب من سخت است.» پدر و مادر نيز از جمله بزرگترين نعمت هايي هستند كه خداوند به بندگانش ارزاني داشته است و بايد خدا را به خاطر وجود اين نعمت هاي گرانقدر شاكر بود . در آيه 14 سوره لقمان، شكر والدين هم رديف شكر خدا آمده است:«أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ؛ [به انسان توصيه كرديم]كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش!» امام رضا(ع) در اين باره مي فرمايد:«خدا امر فرموده به شكرگذاري از خودش و براي والدين، پس اگر كسي والدين را شكر نكند، خدا را هم شكر نمي كند. 4- آسان شدن مرگ مرگ يك رخداد طبيعي در زندگي انسان است و در روايتي از امام رضا(ع) به عنوان يكي از وحشتناك ترين مراحل زندگي انسان معرفي شده است. در حالي كه مرگ براي انسان مؤمن و صالح آسان و بنا به سخن امام علي(ع) ارزشمندترين هديه براي او مي باشد آن جا كه فرمود: «أفضل تحفة المومن الموت» خداوند در قرآن كريم در وصف مرگ پرهيزگاران مي فرمايد: «همانها كه فرشتگان [مرگ]روحشان را مي گيرند در حالي كه پاك و پاكيزه اند به آنها مي گويند: «سلام بر شما! وارد بهشت شويد به خاطر اعمالي كه انجام مي داديد!»(نحل/32) امام صادق(ع) راحتي در هنگام مرگ و آسان شدن سكرات موت را از ديگر آثار احترام و نيكي به والدين برشمرده و مي فرمايد: «كسي كه دوست دارد خداي متعال سختي هاي مرگ را بر او آسان سازد، نسبت به خويشان و نزديكان و پدر و مادرش نيكوكار باشد و اگر چنين كند خداي متعال سختي هاي مرگ را بر او آسان مي كند» 5 - ورود به بهشت و برخورداري از درجات بالاي بهشتي از جمله آثار اخروي كه در نتيجه احترام به پدر و مادر براي انسان حاصل مي شود ،رسيدن به بهشت و بهره مندي از نعمتهاي فراوان آن است. خداوند در قرآن سعادت و شقاوت انسان را بسته به اعمال او مي داند و براي هر يك از اعمال انسان درجه و مرتبه اي قرار داده است: «براي هر يك برابر اعمالي كه انجام داده اند درجاتي است، كه پروردگار تو از آنچه مي كنند غافل نيست.»(انعام/132) اگر احترام به پدر و مادر در نزد خدا در مرتبه اي بسيار بالا قرار دارد، پس چه پاداشي بهتر و ارزشمندتر از بهره مندي از بهشت و درجات بالاي آن براي انسان مي تواند وجود داشته باشد؟ امام باقر(ع) در مورد مؤمنان برخوردار از جايگاه والاي بهشتي مي فرمايد: «اگر مؤمني چهار ويژگي در خود داشته باشد خداوند او را در بالاترين و شريف ترين جايگاه قرار خواهد داد: كسي كه يتيمي را پناه داده و بر او پدرانه نظر افكند، كسي كه ضعيفي را مورد ترحم قرار دهد و در حد كفايت به او كمك كند، كسي كه به والدين خود انفاق و با آنان مدارا كند، و[آن كه]به ايشان نيكي كرده واز نگران ساختن آنها اجتناب نمايد.» 6 - همنشيني با نيكان يكي از پيامدهاي نيك احترام به والدين، همنشيني با نيكان در آخرت است. بزرگترين آرزو و خواسته اهل ايمان، همنشيني با «ابرار» چه در دنيا و چه در آخرت است . آنان از خدا مي خواهند كه با نيكان بميرند و با ايشان محشور شوند: «پروردگارا! گناهان ما را بيامرز و زشتي هاي ما را بپوشان و ما را با نيكان بميران.» كسي كه به خدا ايمان داشته باشد، براي جلب رضايت خداي متعال و برخورداري از فضل و رحمت الهي تمام سعي و تلاش خود را به كار مي گيرد و با اعمال شايسته ،راه رسيدن به رستگاري را مي پيمايد . يكي از آن اعمال نيك، احترام به پدر و مادر است كه سعادت آخرت و همنشيني با نيكان را به دنبال خواهد داشت . پيامبر اكرم(ص) در بيان نيكي به پدر و مادر و نتيجه آن در آخرت و روز قيامت مي فرمايد: «كسي كه براي پدر و مادرش حج انجام دهد و يا بدهكاري آنها را بپردازد، خداوند او را در روز قيامت با نيكان بر مي انگيزد.» 7 - اجابت دعاي والدين در حق فرزندان انسان موجودي است كه هميشه به خداوند محتاج است و همواره در تمام كارها بايد به او متوسل شود و از او كمك بخواهد . دعا بهترين وسيله ارتباط بين خدا و انسان است . خداوند بزرگ بندگان خود را به دعا كردن سفارش نموده و وعده استجابت به آنان داده است. چنانكه درسوره بقره مي فرمايد: «دعاي دعا كننده را، به هنگامي كه مرا مي خواند، پاسخ مي گويم.» البته خداوند متعال براي دعا و استجابت آن و همچنين براي درخواست كنندگان آن شرايطي قرار داده است كه بايد به آن شرايط عمل نمود. در اين خصوص پدر و مادر از جمله كساني هستند كه دعايشان در حق فرزندان خوش رفتار مستجاب مي شود . در اهميت دعا براي فرزندان همين بس كه حضرت امام سجاد(ع) در صحيفه سجاديه، دعاي 25 را به فرزندان خود اختصاص مي دهد و از خداوند نيك بختي آ نها را مي خواهد. امام صادق(ع) در اهميت دعاي والدين در حق فرزندان مي فرمايد: «خداوند دعاي سه كس را رد نخواهد كرد: دعاي پدر در حق فرزند در هنگام نيكي به او، دعاي پدر بر ضد فرزند(نفرين) هنگامي كه مورد عاق او واقع شود و دعاي مظلوم بر ظالم.» 8 - موجب نيكي فرزندان والدين از نظر اخلاقي و تربيتي بر فرزندان خود تأثير زيادي دارند. پدر و مادر اولين كساني هستند كه فرزندان در تمام مراحل زندگي،آنها را به عنوان الگوي خود قرار مي دهند. بنا بر اين كسي كه انتظار ادب و معرفت و حق شناسي از فرزندانش دارد، بايد همين حالت را نسبت به پدر و مادر خودش و بزرگترها نشان دهد، تا كوچكترها هم از او بياموزند.اگر كسي پدر و مادرش را احترام كرد نتيجه آن را در احترام فرزندانش به خود خواهد ديد. اگر فرزند ببيند كه پدر و مادرشان نيكي به والدين را سرلوحه زندگي خود قرار داده اند و به آن اهتمام مي ورزند، او هم نسبت به آنان چنين خواهد كرد. امام صادق(ع) مي فرمايد: «به پدرانتان نيكي كنيد تا فرزندانتان به شما نيكي كنند.» (بحارالانوار/ج71/ص65)