آمادگی قبل ازآمیزش برای همسران - ویژگیهای روانی بانوان وآقایان وروش جذب آنان

آمادگي قبل از آميزش

بعضي از شوهران به خاطر اينكه فقط به فكر لذت بردن لحظه‌اي خود هستند، رضايت همسرشان را در آميزش جلب نمي‌كنند  واين كار اشتباه است.

پيامبراسلام (ص) در جاهاي مختلف فرموده اند: مانند گنجشك يا مرغ به اين فكر نباشيد كه سريع جماع كنيد و برخيزيد؛ بلكه ابتدا با بازي كردن با زن نظر او را جلب كنيد. بازي مرد و آمادگي زن باعث مي‌شود فرزند پسر شود؛ زيرا غدد تناسلي زن از طريق تأثير هيپوفيزباعث ترشح موادي مي‌شود و محيط مهبل را تغيير مي‌دهد، يعني آن را قليايي مي‌كند. هر چه محيط قليايي‌تر شود، اسپرماتوزئيد كه حامل پسر است بهتر مي‌شود فعاليت كند و توليد پسر نمايد. پس مي‌توان ادعا كرد بيشتر زايمانهايي كه محصولش دختر است شايد علتش عجلة افراد تازه وارد باشد؛ زيرا در آميزشي كه باعجله و بدون آمادگي كامل زن انجام گيرد، مجال ترشح غدد بارتولن كمتر است و اسپرماتوزئيد حامل جنس نر قدرت زيست كمتري دارد.

پزشكان مي‌گويند: قبل از آميزش و جماع، نسوج حوضچه‌اي و اسفنجي سراسر آلت مرد و نيز شعريه‌هاي دستگاه تناسلي او پرخون مي‌شود. آلت نعوظ پيدا مي‌كند و نيز دهانة فرج زن كه مهبل ناميده مي‌شود و نيز سراسرشعريه‌هاي دستگاه تناسلي و آميزشي او پرخون مي‌شود و متورم مي‌گردد. در اين حال اگر شوهر با زن خود ملاعبه (معاشقه كردن با دست) و مداعبه (معاشقه كردن با زبان) و ملامسه‌اي داشته باشد، تا او را به اوج لذت جنسي برساند و آنگاه عمل دخول را انجام دهد، هم خود او به مقصد مي‌رسد و زياني نمي‌بيند و هم همسرش. ولي اگرملاعبه و ملاسمه را فراموش كند و همسرخود را گرسنه و مات باقي گذارد، شعريه‌هاي لگن و دستگاه تناسلي زن پرخون باقي مي‌ماند و عوارض تلخ و ناگواري به سراغش مي‌آيد و روز به روز به لاغري و بي‌اشتهايي و ضعف اعصاب و كمر دردش افزوده مي‌شود.

اما اگر مرد مقاومت كند و معاشقه را طول دهد (که قبلا پیرامون این مسئله در همین وب برای مخاطبان عزیز مطالبی راتقدیم نمودم) تا زن هم به اوج برسد، آنگاه دخول را انجام دهد، آميزش سالم و مفيد و بي‌ضرر براي هر دو تن حاصل خواهد شد و اگر زن آبستن هم بشود فرزندي كه با چنين مقدماتي تكوين يابد فرزندي سالم و متين و آرام و دور از عصبانيت و زيبا خواهد بود، ولي فرزندي كه با آميزش ناقص و انحرافي تكوين يابد احتمال هرگونه عيب جسمي و روحي در وجود او خواهد رفت و مستعد هرگونه بيماري خواهد بود.

امام صادق(ع) با كمال صراحت مي فرمايند:

زنان شما از اين جهت شوهران سياه پوست را بيشتر از شما سفيدپوستان دوست دارند كه آنها با زن سفيد پوست بيشتربازي مي‌كنند. شماهم با همسران خود بازي كنيد تا نزديكي شما لذيذتر و گواراتر باشد. بسياري ازمردان خبرندارند كه همسرشان تا بوسيلة معاشقه و بازي قبل از آميزش آماده نشود از آميزش لذت نمي‌برد و به همين خاطر وقتي همسر اينگونه مردان مي‌بينند كه از آميزش لذت نمي‌برند نسبت به آن سرد مي‌شوند و تن به آن نمي‌دهند. يك نوع سوزاكي‌ كه در زنان پيدا مي‌شود (سوزاك مجاري يا خارشك)، در اثرعدم رعايت اين قانون است؛ زيرا اگر در حالي كه مرد از عمل آميزش ارضاء شده و به كنار مي رود، آتش شهوت زن تازه شعله‌ورشده و شهوتش از محل خود حركت كرده بي‌آنكه به مجراي دفعي يا جذبي برسد انزجار و نفرت مرد او را سرد مي‌كند.

در تمام موارد آميزش بايد در نظر داشت كه با صبر و حوصله و آرامش انجام گيرد، تا هم طرفين لذت بيشتري ببرند وهم فرزند بهتري نصيب شود. البته قابل ذكراست كه دستورات ديگري براي آمادگي قبل از آميزش وجود دارد كه بسيار تأكيد شده است و بحث در مورد آن را به جلدهاي بعدي اختصاص مي‌دهيم و همينطور دستورات مراحل آميزش كه بسيار مهم است. با انجام اين اعمال زن و شوهركم‌كم به لحظة آميزش نزديك مي‌شوند.

آمادگي زن را مي‌توان به علامتهاي چندي تشخيص داد: سرخ شدن گونه‌ها و چشم ها و ريزش اشك از گوشه‌هاي چشم و تغييراتي كه در وضع نگاه كردن او پيدا مي‌شود. نفس تندتر شده، ضربان قلب شديد مي‌گردد و غدد مهبل از خود مادة لزجي ترشح مي‌كنند، نشانة اخير دليل بر كمال آمادگي زن است. در اينجا ذكر اين نكته هم ضروري است كه اگر زن و شوهري هنگامي با هم آميزش كنند كه پس از يك ملاعبة لذتبخش به اوج شهوت و مستي ديوانه كننده رسيده‌اند، فرزندي كه از اين آميزش به دنيا مي‌آيد داراي اختلالات رواني و عصبي خواهد شد.

بنابراين زن و شوهر اگرپس از ملاعبه به اوج شهوت رسيدند نبايد در آن لحظه آميزش كنند. بايد بگذارند احساساتشان كمي فروكش كند بعد آميزش كنند؛ زيرا بايد گردش خون و ضربان قلب عادي باشدتا فرزندي سالم حاصل شود.

نگاهي گذرا به ويژگي‌هاي رواني بانوان

ـ وقتي بتوانيد اعتماد زن را به خود جلب كنيد و برايش ارزش و بها قائل شويد، او كم‌كم دريچة قلبش را به روي شما باز مي‌كند و متقابلا ً براي شما ارزش قائل مي‌شود.

ـ زن‌ها به دنبال آرزوهاي بزرگ و گاهي هم، محال هستند و دوست دارند در يك عالم رؤيايي زندگي كنند و بيشتر تفكرات عاشقانه در سر مي‌پرورانند و بيش از مردان علاقه‌مند به موسيقي هستند و اين نشأت گرفته از روح لطيف زن است.

ـ بهترين زماني كه مي‌توانيد نظر زن را به سوي خود جلب كنيد، وقتي است كه با او همدلي مي‌كنيد و او را مورد نوازش قرار مي‌دهيد.

ـ زنها دوست دارند كه از خود و استعدادهايي كه دارند تعريف كنند، از اين رو توقع دارند اطرافيان زمينه و محيطي را برايشان بوجود آورند تا بتوانند به راحتي از خود تعريف و تمجيد كنند.

ـ زن ها به قيافه و زيبايي خود اهميت مي‌دهند و سعي مي‌كنند خود را زيباترين در نظرشوهرشان جلوه دهند و از اين رو به لباس و وسايل شخصي خود توجه خاصي دارند.

ـ تعريف از زيبايي و جمال زن سبب افزايش محبت زن نسبت به شما مي‌شود.

ـ زن بسيارعلاقه مند است كه همسرش از آرايش او تعريف كند و به او بگويد از چه آرايشي استفاده كند.

ـ غالباً زنها در انجام امورمنزل و براي تربيت فرزندان خود اهميت به سزايي قائل هستند.

ـ زن‌ها دوست دارند، وقتي ماجرايي را تعريف مي‌كنند آن را با تمام جزئياتش بيان كنند و احساس مي‌كنند به اين وسيله نظر مخاطبشان را بيشتر به سوي خود مي‌توانند جلب كنند.

ـ زن براي كسي كه حرفهايش را گوش مي‌كند و به سخنانش اهميت مي‌دهد ارزش فراوان قائل است.

ـ زن وقتي خسته است، بهترين طريقي كه مي‌توان خستگي  را از او دور كرد، زماني است كه او را مورد نوازش خود قرار مي‌دهيد.

ـ زنها خيلي دير به كسي دل مي‌بندند و پس از دل بستن احساس مي‌كنند كه تنها آن شخص است كه مي‌تواند خواسته هايش را برآورده كند.

ـ زنها نسبت به مردها بيشترجنب و جوش دارند از اين رو سعي مي‌كنند در كارهاي مختلف دخالت كنند و به اين وسيله مي‌خواهند توانايي‌هايشان را نيزبيان دارند وخيلي دوست مي دارند كه ديگران نيز نسبت به كارهايشان اظهار نظركنند، البته اظهار نظري كه مطابق ميلشان باشد.

 ـ زن ها به زيورآلات، وسايل آرايشي و طبيعت سبز علاقة وافري دارند.

ـ چيزي كه بيشتر از هر امر ديگري براي زن اهميت دارد اين است كه مورد تكريم و احترام مرد قرار گيرد و مرد از او به عنوان بهترين يار در زندگي ياد كند و از فداكاري‌هاي او در زندگي تجليل نمايد.

ـ زنها برخلاف مردها وقتي خسته مي‌شوند، بيش از حد معمول حرف مي‌زنند و سعي دارند كه با حرف زدن وقت خود را بگذرانند.

ـ زن بسيار حساس و زودرنج است وگاهي يك حرف نامربوط مرد مي‌تواند تا مدتها ديد منفي زن را نسبت به او به دنبال داشته باشد.

ـ زن حساس و زودرنج است، از اين رو بيش از مرد نيازمند مهر و محبت است و مرد بايد توجه داشته باشد وقتي به همسرش ابرازمحبت مي‌كند، بكوشد تا اين محبت را حفظ كند و افزايش دهد.

ـ زنها وقتي مورد سرزنش و انتقاد اطرافيان خود قرارمي‌گيرند، به شوهرشان بيشترعلاقه نشان مي‌دهند و سعي مي‌كنند از او به عنوان مأمن و پناهگاه خود استفاده كنند.

ـ زن وقتي احساس امنيت نكند و يا از جانب مرد مورد سرزنش يا تهديد قرارگيرد، گوشه‌گيري مي‌كند و پس ازحل مشكل دوباره به حال عادي خود برمي‌گردد.

ـ تجليل از فداكاري‌هاي زن سبب مي‌شود كه او احساس افتخار كند و بيش از گذشته به شما وابسته شود.

ـ زنها وقتي مي‌خواهند شوهرشان را سرزنش كنند از سخنان كنايه آميز استفاده مي‌كنند.

ـ يكي از طرق افزايش محبت زن نسبت به مرد اين است كه شما به رويدادهاي مهم زندگي مشترك خود توجه كنيد، به عنوان مثال: روز تولد همسرتان، سالروز ازدواجتان. در اعياد مختلف براي همسرتان هدية كوچكي تهيه كنيد و به مرور خاطرات شيرين گذشته بپردازيد .

ـ گفتن كلمات جادويي نظير: همسرعزيزم، نازنينم، خوشحالم از اينكه با تو زندگي مي‌كنم، موجب مي‌شود كه محبت زن نسبت به شوهرش افزون‌تر شود، و او را به عنوان همسري با احساس بيش از گذشته دوست داشته باشد.

ـ هميشه اينطور نيست كه وقتي زن به همسرش محبت مي‌كند، حتماً مرد را دوست دارد و از او راضي است. بلكه گاهي زن مجبور است حمايت مرد را داشته باشد و به اين خاطر كه سر پناهي ندارد و يا به دلايل ديگر وانمود مي‌كند كه از رفتارهاي همسرش راضي است، در اينجا اين مرد است كه مي‌تواند با رفتار صحيح خود كه مورد انتظارهمسرش است نظر او را به سوي خود جلب نمايد.

روشهاي جلب محبت بانوان

ـ براي جلب نظرهمسرتان بايد از علايق او نسبت به چيزهاي مختلف آگاه شويد و سپس سعي در برآورده ساختن آن نماييد، به اين وسيله توجه و محبت همسرتان نسبت به شما جلب و افزايش مي‌يابد.

ـ وقتي ا زسركار به خانه مي‌آييد با روي گشاده با همسرتان روبرو شويد و به او خسته نباشيد بگوييد.

ـ در موقع صرف غذا از دستپخت همسرتان و خوشمزه بودن غذا تعريف كنيد.

ـ وقتي همسرتان از مشكلاتش براي شما سخن مي‌گويد سعي كنيد خود را در مشكلش شريك بدانيد و با اشتياق به حرف‌هايش گوش دهيد.

ـ در موقعي كه همسرتان ناراحت است و با شما درد دل مي كند به حرفهايش گوش فرا دهيد، ولي فوراً راه حل ارائه ندهيد زيرا ارائه راه حل سبب مي‌شود كه همسرتان احساس حقارت كند.

ـ بهترين شنونده براي همسرتان باشيد.

ـ براي سخنان همسرتان ارزش قائل شويد و به آنها بها دهيد .

ـ حداقل هرهفته براي همسرتان يك هديه كوچك بخريد.

ـ حتماً در روز تولد همسرتان و سالروز ازدواجتان يك جشن كوچك بگيريد.

ـ هر هفته به اتفاق همسرتان به پارك و يا به مسافرتهاي كوتاه برويد.

ـ تعريف از زيبايي و جمال همسرتان سبب مي‌شود كه محبت او نسبت به شما افزون‌تر شود.

ـ وقتي از منزل بيرون مي‌رويد ازهمسرتان بخواهيد كه اگر نياز به چيزي دارد برايش تهيه كنيد.

ـ اتاق و وسايل شخصي‌تان را خود مرتب كنيد.

ـ لباسهاي شخصي‌تان را خود بشوييد.

ـ به همسرتان يادآوري كنيد كه دوستش داريد.

ـ هميشه اسم همسرتان را با احترام به زبان بياوريد، بويژه در جمع اقوام و آشنايان.

ـ براي همسرتان لباسهايي را كه دوست دارد تهيه كنيد.

ـ عكس همسرتان را در كيف و يا در اتاق شخصي‌تان بگذاريد .

ـ ماجراهايي را به همسرتان تعريف كنيد كه به آن علاقه‌مند است.

ـ زياد شوخي كنيد.

ـ هميشه لبخند بر لب داشته باشيد.

ـ اگر اتاق خواب نامرتب است‌، خود پيش قدم شويد و مرتب كنيد.

ويژگي‌هاي رواني مردان

ـ وقتي مرد سرگرم انجام كاري است مزاحم او نشويد و انتظار نداشته باشيد كه به خواسته‌هاي شما توجه كند.

ـ مردها با انجام كارهاي بزرگ سعي در جلب توجه اطرافيان خود دارند به اين وسيله احساس غرور و افتخار مي‌كنند.

ـ مرد وقتي كه كار بزرگي انجام مي‌دهد، ولي همسرش به كارهاي او بها نمي‌دهد و براي آن ارزش قائل نيست عصباني مي‌شود.

ـ مرد نياز به تشويق و تشكر همسرش دارد و زن بايد از فعاليت‌هاي مرد تشكر كند، اين واكنش شما موجب ترغيب و تشويق همسرتان براي انجام كار و فعاليتهاي بيشترمي‌شود و به موجب اين تشويق، مرد به كار و زندگيش دلگرم مي‌شود و با انرژي بيشتري شروع به فعاليت مي‌كند.

ـ مرد وقتي بتواند بر مشكلات فايق آيد به اهدافي كه در سر دارد برسد احساس رضايت مي‌كند و بيشتر تلاش مي‌كند.

ـ هر وقت مرد از حادثه يا اتفاقي كه برايش افتاده ناراحت است، بيشتر نياز به محبت زن دارد.

- مردها وقتي احساس مي‌كنند همسرشان قصد دارد، اخلاقشان را تغيير دهد ناراحت مي‌شوند.

ـ مرد دوست دارد همسرش به او اعتماد كند و او را پناهگاه خود قرار دهد.

ـ مرد براي حفظ استقلال و مديريت خود در منزل گاهي از ابراز محبت  به همسرش خودداري مي‌كند، ليكن پس از مدتي دوباره به حال اولية خود برمي‌گردد و چون گذشته عادي برخورد مي‌كند.

ـ مرد وقتي با ابراز محبت همسرش به خود روبرو مي‌شود سعي مي‌كند بيش از گذشته عشقش را نسبت به همسرش نشان دهد.

ـ مردها وقتي با انتقاد كسي نسبت به كارهايشان روبرو مي‌شوند، سريع ناراحت مي‌شوند، هرچند كه انتقاد سازنده‌اي هم باشد.

ـ مردها برخلاف خانم‌ها بيشتر به وسايل و ابزارآلات نظير ماشين، وسايل الكتريكي و ... علاقه مند هستند.

ـ مرد دوست دارد همسرش فقط، او را دوست داشته باشد و به حرف او گوش كند و وقتي مي بيند همسرش نسبت به شخص ديگري ابراز محبت مي‌كند حسد مي‌ورزد. هر چند كه شايد به زبان بيان نكند و اين حسادت مي‌تواند در رفتارهاي آتي او تأثير بسزايي داشته باشد.

ـ مردها سعي دارند مسؤليتها و كارهايي كه به عهده‌شان است را با عشق وعلاقه و درايت كافي انجام دهند و به نتيجه برسانند، تا به اين وسيله بتوانند در نظر همسرشان بهترين باشند و كارداني و درايت خود را به او اثبات كنند و زماني كه مي‌بينند نتوانسته‌اند توجه همسرشان را به خود جلب نمايند احساس مي‌كنند شخصيتشان به مخاطره افتاده است.

ـ مردها وقتي با مشكلي روبرو مي‌شوند سعي دارند خود بر مشكلشان فايق آيند. در اين مواقع نبايد با آنان همدلي كرد بلكه بايد آنان را به حال خود رها كرد و اجازه داد خودشان به طريقي برمشكلشان فايق آيند. زيرا درغير اين صورت احساس مي‌كنند تحت كنترل قرارگرفته‌اند يا اينكه قادر به حل مسائل خود نيستند در نتيجه موجب مي‌شود رفتارهايي انجام دهند كه غيرقابل پيش بيني است و شما ازهمسرتان انتظارنداشته‌ايد.

ـ بعضي از مردها در كارهايشان تندي و خشونت به خرج مي دهند دليل اين رفتار را مي‌توان ناشي از مشكلاتي دانست كه در جامعه يا در داخل منزل با آن روبرو است.

ـ مردها نسبت به زنها كمتر حرف مي‌زنند و كمترهم حوصله شنيدن سخنان اطرافيان را دارند و زماني كه مي‌بيند همسرشان زياد صحبت مي‌كند سريع عصباني مي‌شوند و واكنشي منفي از خود نشان مي‌دهند. به خصوص در مواقعي كه زن ماجرايي را تعريف مي‌كند و دوست دارد آن ماجرا را با تمام جزئياتش تعريف كند.

ـ مردها بيشتر ترجيح مي دهند كه شنوندة سخنان اطرافيان خود باشند.

ـ  مردها وقتي خسته هستند سكوت اختيار مي‌كنند و در اين مواقع وقتي مي‌بينند همرشان قصد حرف زدن دارد، گله‌مند مي‌شوند.

روشهاي جلب محبت مردان

ـ وقتي شوهرتان به منزل مي‌آيد به او خسته نباشيد بگوييد.

ـ وقتي از خواب بيدار مي‌شود به او سلام كنيد.

ـ براي سخنان همسرتان ارزش قائل شويد.

ـ از زحماتي كه براي شما و به جهت رفاه زندگي‌تان متحمل مي‌شود، تشكركنيد.

ـ در سالروز تولد همسرتان هديه‌اي كه مورد علاقه‌اش است را به او بدهيد.

ـ به همسرتان يادآوري كنيد كه دوستش داريد.

ـ هميشه اسم همسرتان را با احترام به زبان بياوريد، بويژه درجمع اقوام و آشنايان.

ـ عكس همسرتان را در كيف و يا دراتاق شخصي‌تان بگذاريد.

ـ ماجراهايي براي همسرتان تعريف كنيد كه به آن علاقه‌مند است.

ـ هميشه لبخند بر لبتان باشد و زياد شوخي كنيد.

ـ به همسرتان بگوييد كه از زندگي با او خوشحال هستيد.

ـ وقتي كه ماجرايي را براي همسرتان تعريف مي‌كنيد آن را مختصر و خلاصه تعريف كنيد و از توصيف و بيان حرفهاي غيرلازم خودداري كنيد.

ـ همسرتان را مورد بازخواست قرار ندهيد.

در اين جا بحث را با جملات شيرين و ارزشمند شهيد مطهري كه دركتاب نظام حقوق زن در اسلام بيان فرموده‌اند به پايان مي‌بريم: «خداوند مرد را مظهر طلب عشق و تقاضا آفريده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. طبيعت، زن را گل و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرارداده است. »

توجه: مطالب فوق بخشی ازکتاب آشیانه عشق(دانستنیهای دختران وپسران درباره ازدواج) نوشته اینجانب است. البته علاقمندان جهت تهیه این کتاب می توانند تقاضای خود را ازطریق پیام اعلام فرمایند تا مسئول دفتراینجانب جهت ارسال پستی آن اقدام نماید.  

چرابعضی هاجذابتر هستند؟

اگر به دنبال پاسخ این پرسش هستید که چرا بعضی افراد جذاب تر از دیگران هستند باید بدانید که راز این برتری در آنتی اکسیدانها و فشار اکسیدیته نهفته است.
روانشناسان دریافته اند: مردانی که کمترین سطح فشار اکسیدیته را در بدنشان دارند به لحاظ جسمی از جذابیت بیشتری برخوردار هستند.
دکتر استیو گانگستاد روانشناس انگلیسی در گفت وگویی با روزنامه ایندیپندنت متذکر شد: این یافته ها می تواند چندین کاربرد مهم داشته باشند. برای مثال نشان می دهد چرا زنان به گونه ای تکامل یافته اند که به دنبال راهی برای کاهش میزان فشار اکسیدیته در بدنشان هستند و به طور فطری می دانند که این امر بر جذابیت آنها می افزاید.
متخصصان می گویند: این گزینش یک رفتار انتخابی نبوده بلکه یک واکنش ذاتی است و به مرور زمان بعنوان روشی برای تشخیص قدرت از ضعف تکامل یافته است.
مادامی که سلولها از اکسیژن برای تولید انرژی استفاده می کنند، می توانند مولکولهای رادیکال آزاد خلق کنند.
این مولکولها در اثر واکنش شیمیایی با دیگر مولکولها به سلولها آسیبی وارد می کنند که فشار اکسیدیته نامیده می شود.
اگر مقدار رادیکال زیاد شود فشار اکسیدیته افزایش یافته و به دی ان ای سلولی و بافت ها صدمه جدی خواهد زد.
سیگار، الودگی هوا و تغذیه ناسالم از عوامل مهم افزایش سطح رادیکال های آزاد در بدن هستند

زیربنای روابط دختران وپسران-  پرسش ها وپاسخ ها موافقان ومخالفان- نظریه

زيربناي روابط

  - مكانيزم جذابيت جنس هاي مخالف

  - رفتاردختروپسرنسبت به يكديگردرسنين مختلف

  - آزادي مطلق روابط درغرب هيجانات جنسي را

    مضاعف مي كند

  - اوج هيجان والتهاب جنسي درجواني وكنترل آن

زندگي ارزش آن را دارد كه با چشم باز و با دلي آگاه به آن نگاه كني و اگر درپي آب هستي ، گرفتار سراب نشوي .

دل بستن به انديشه‌هاي رؤيايي و زيستن در عالم خيال، شايسته عاقلان فرزانه نيست. تو در پي خوشبختي هستي، همه آنها كه دراطراف تو زندگي مي‌كنند، دنبال سعادتند و مي‌خواهند خوب زندگي كنند؛ ولي خوشبختي چيست؟ خوب زيستن كدام است و خوب كيست؟ بعضي‌ها ندانسته، زندگي را به جهنمي سوزان تبديل مي‌كنند كه هيزم آن خودشانند اين دوزخ هولناك گاهي از يك زاوية كوچك انحراف و يا اشتباه آغاز مي‌شود. زندگي‌هاي آلوده به هوس، خرمن خشكي است كه جرقه بيگانگان در يك لحظه آن را آتش مي زند و خاكستر مي‌كند؛ اين جاست كه نگاه روشن و زاوية ديد صحيح، كار ساز است. ما دوبار عمر نمي‌كنيم كه در يكي تجربه بيندوزيم و در ديگري به كار بريم. درهمين يك نوبت بايد چنان زندگي كنيم كه به حسرت گذشته گرفتار نشويم. خداوند انسان را آميزه‌اي از ظرفيتها و استعدادهاي مختلف آفريد و او براي رسيدن به كمال حقيقي و سعادت واقعي ، بايد در جهت شكوفايي همه استعدادها گام بردارد و به تمام جهات مادي و معنوي زندگي بپردازد . نكته مهم شناخت صحيح نيازهاي طبيعي انسان و درك درست آن است تا در ارائة راه حل‌ها به خطا نرويم .

مكانيزم جذابيت جنسهاي مخالف نسبت به هم  بر چه اساس است؟

آيا جاذبة دختر و پسر براي يكديگر برخلاف سرشت و نهاد آنهاست و نوعي انحراف از طبيعت اولية انسان به حساب مي‌آيد ؟

نياز طبيعي دختر و پسربه يكديگر: در خلقت بشر، زن و مرد مكمل نيازمندي‌هاي روحي و رواني يكديگرند و هريك بدون ديگري احساس فقر و نياز نموده و به آرامش واقعي دست نمي‌يابد. انسان به عنوان موجودي طبيعي و با داشتن بعد مادي و جسماني، ناچار با جهان طبيعت در ارتباط حياتي و وابستگي متقابل است؛ به صورتي كه قطع اين وابستگي‌ها مساوي با نابودي او خواهد بود. اگرانسان مي‌توانست بدون وابستگي به طبيعت و علايق مادي، به مقصود نهايي خويش در خلقت نايل شود، قطعاً پروردگار حكيم نيز او را به دامان طبيعت جسماني نمي‌سپرد.

خصوصيات جسماني، علايق روحي و رواني، جذابيت‌هاي متقابل بين طرفين (زن ومرد) بخصوص در سنين جواني، از اين قاعده كلي مستثنا نيست . البته هركدام ازدو طرف داراي جذابيت‌ها و ويژگي‌هايي است كه به طور اجمال بدان اشاره مي‌كنيم :

دختر بنا به لطف الهي، بعد از بلوغ به تعادل وآرامش روحي عميقي دست مي يابد و تجلي‌گاه زيبايي‌هاي الهي مي‌شود .صورت معصوم و چشمان نكته سنج و اندام ظريفش و از اين مهم‌ترعفت، حيا و افتادگي نگاهش، خرامان راه رفتن و وقار زيباي او، چنان سرشاراز جذابيت سحرآميزي است كه هر مرد خشن و بي احساسي را تحت تأثير قرارمي‌دهد.                   زن شاهكارآفرينش و سرچشمه جوشان مهر و محبت است و درساختار وجودي خود، متمايل به مرد آفريده شده و به دنبال تكيه‌گاه محكمي است كه در فراز و نشيب زندگي يار و ياورش باشد. او طالب آن است كه توجه مرد را به شخصيت وموقعيت عاطفي و ابعاد وجودي خود جلب نمايد.

او با برخوردها و معاشرت‌هاي خود با مردان، انگيزة جنسي نداشته و قصد اولية او بي‌عفتي و لذت‌جويي شهواني نيست؛ بلكه خواستار كسي است كه از وجود پر رمز و رازش باخبر باشد و موقعيت عميق عاطفي و روح  فداكاري و صداقت او را پاس بدارد و از روي صداقت و پاكي، نگاه او توجه مردان را نشانه احترام و ابراز محبت خالصانه و توجه به ارزشهاي غيرجنسي خويش مي‌پندارد. به همين جهت مرداني رامي پسندد كه ارج ومنزلت او را درك كند و با روح و روانش دمسازباشد. زن به دنبال تقديس از جانب مرد و درآرزوي آن است كه تنها ملكة كاخ عشق و محبتش باشد. و به قول ويل دورانت زن فقط وقتي زنده است كه معشوق باشد و توجه كردن به او مايه حيات اوست كه دركتاب لذات فلسفه مطرح شده است .

پسر نيز پس از بلوغ ، به طور طبيعي سرشار از تمايلات غريزي است و نيازمند روابط دوستانه و محبت آميز بوده ، بدون جنس مخالف، نه در مراقبت از تمايلات سركش و شهواني خود تواناست و نه در رشد استعداد‌هاي اجتماعي موفق است و در تنهايي ، دچار فشار ذهني شديد و بي‌حوصلگي است و در انجام كارها سريع خسته و بي‌انگيزه مي‌گردد.

 او در پي كسي است كه خلأ و كمبود و نقصان خويش را با وجودش كامل نمايد و تكيه‌گاه و مشوقي را مي‌جويد كه در درون او حضور يابد و احساس تنهايي‌اش را از درون برطرف سازد. و با نرمي و لطافت، خشكي و خشونت زندگي را هنرمندانه از يادش ببرد. مرد نيازمند كسي است كه قلبش براي او بتپد و با گرمي نگاه و كلام پرمهرش، او را درمواجه با ناملايمات زندگي اميد بخشد و با اتكا به عشق و محبتش سردي‌ها وسختي‌هاي زندگي را پشت سرگذاشته، همچون آينه‌اي شفاف ، خود را در او باز بيند، تا شخصيت و اخلاق خويش را بيابد. مرد فطرتاً طالب دختري است كه مانند بنفشه، محبوب و سليم‌الطبع و ساده و عفيف و درعين حال داراي كمال لطف و دلبري باشد. در منظر پسر و دختر، هرچند وجود عزيز پدر و مادر بسيارارزشمند است و مصاحبت با آنان و يا خواهر و برادري مهربان، تسكين دهندة لحظات تنهايي است، اما نياز پسر و دختر، محرميّتي بالاتر از اينها را مي‌طلبد.

طبيعت زندگي‌شان اقتضا دارد كه آن دومافوق نيازهاي جسمي و مادّي به هم بنگرند و رابطه خويش را بر مبناي عشق ومحبت راستين و جوشيده از نهاد و درون استوار سازند.

ويل دورانت  به نقل ازكتاب مهماني افلاطون از قول آريستوفان آورده است: هريك از ما، در جدايي فقط نيمه‌اي از انسان است وهميشه نگران آن نيم ديگراست.

اين نيازمندي‌ها كه در سرشت بشر نهاده شده، از اسرار حكمت الهي است. نكته اساسي  بسترسازي مناسب براي پاسخ گويي مناسب براي آن بوده تا دختر و پسر در مسير زندگي تكاملي خويش، شادمانه و سرافراز از اين ميدان، گذشته و در فردايي روشن، خود را در كانون سرشار از عشق و صفا ببينند.

چرا دختر و پسر را از سنّ كودكي جدا نمودند تا درسنّ جواني درمحيط جامعه و دانشگاه با حسّاسيتي دو چندان، به دنبال شناخت دنياي جنس مخالف و جبران كمبودهاي گذشته باشند؟

درپاسخ به اين پرسش توجه به چند نكته ضروري است:

1ـ براي درستي يا نادرستي جداسازي،  بايد ديد براساس نظر روانشناسان و كارشناسان علوم تربيتي، نياز روحي ـ رواني كودك و نوجوان نسبت به جنس مخالف چگونه است. دختر و پسر پس از دوران كودكي از هم جدا شده، هر كدام در دنياي متفاوت از ديگري پاي به دوران نوجواني مي‌نهد. در اين دوران، دختر و پسر نسبت به جنس مخالف هيچگونه احساسي نداشته يا داراي حساسيت منفي‌اند؛ بنابراين خواه با هم باشند يا بدون هم، در واقع جداي از يكديگر رشد نموده و بعد از اين مرحله با بيداري غرايز، به يكديگر روي مي‌آورند و با دنياي ناشناخته‌اي مواجه مي‌شوند. اين دنياي ناشناخته، سبب ناراحتي آنها مي‌شود و با بيداري بيشترغرايز جنسي، حساسيت و توجه آنها به يكديگر بيشترمي‌شود. رفتار كودك در دوران پيش از دبستان، در برخورد با جنس مخالف وموافق، چندان متفاوت نيست. به عبارت ديگر در اين دوره، كودك با برخورد با دختران و پسران هم سن خود، تقريباً يكسان رفتار مي‌كند . درحقيقت دوران پيش از دبستان را مي‌توان دورة يكرنگي و يگانگي دوجنس دانست. اين گونه برخورد پس از پايان اين دوره ديگر تكرار نخواهد شد. در دوره دبستان به تدريج رفتار دوگانه و مخالف خودنمايي مي‌كند. در اين دوره پسران و دختران از يكديگر فاصله گرفته، نسبت به هم موضع مي‌گيرند. دختران معمولاً با دختران به بازي و گفتگو مشغول مي‌شوند و پسران نيز با پسران. اين فاصله گرفتن، گاه با پرخاش نسبت به هم و بدگويي و شكايت از يكديگر، همراه مي‌شود. خواهران و برادراني كه در يك خانه زندگي مي‌كنند، اين تعارض را به صورت جدال و قيل و قال و قهر و شكايت ازخود بروزمي دهند. پسران ـ درآن سن ـ دختران را موش مي‌نامند كه مثل خرگوش هستند، ولي خود را مثل شير و شمشير مي‌دانند؛ گاه دختران نيز همين كار را با پسران مي‌كنند. به اين ترتيب اين دوره را بايد دوره تعارض در رفتار اجتماعي دو جنس بدانيم. در دوران پس از دبستان، به ترتيب فاصله گرفتن دو جنس، آغازمي‌شود. دختران و پسران در اين دوره به تدريج از هم دور مي‌شوند و گويي با يكديگر قهرند. آن تعارض دوران دبستان نيز از بين مي رود. بيشترنوجوانان دردوازده ـ سيزده سالگي، اين دوري و فاصله را نسبت به جنس مخالف، در درون خود احساس مي‌كنند. غرايز جنسي بين شش تا دوازده سالگي متوقف مي‌ماند و دختران و پسران از اين لحاظ تفاوت چشمگيري از هم ندارند. سپس در دوران نوجواني به يكديگرتمايل پيدا مي‌كنند و اين تمايل براي هر دو جنس ناراحت كننده است؛ زيرا تحولي است كه با خواستة قبلي هركدام مخالف است. اما سالهاي نوجواني،سال‌هاي بيداري غريزه است. اين غريزه، انسان را به سوي جنس مخالف سوق مي دهد.

درچنين اوضاعي اگرتعارض بين گرايش و عدم گرايش به طرف جنس مخالف، شدت بگيرد، نوجوان دچارآشفتگي مي‌شود و دست به رفتارهاي متعارض مي زند. اگرعوامل محرك غريزه جنسي نوجوان را تا حد امكان كنترل كنيم، به گونه اي كه اين غريزه بيداري خود را به تديج و بسيارآرام آغازكند، مي‌توانيم اميدوار باشيم كه دوري روحي نوجوان ازجنس مخالف، فرصتي خواهد بود براي پختگي بيشتر و شناخت دقيق‌ترازجنس مخالف.

به اين لحاظ است كه كنترل و كاستن عوامل تحريك كننده جنسي، ازضروريات تربيتي در دوره نوجواني است، و با بيداري تدريجي، نوجوان فرصتي مي‌يابد تا آشفتگي‌هاي خود را در اين مدت كه در ابعاد مختلف با آن روبروست، تاحدّي تعادل بخشد و در اواخر نوجواني گرايشي انساني به طرف جنس مخالف درخود احساس خواهد كرد. اين احساس مقدمة خوبي براي ازدواج و تشكيل خانواده است. در نتيجه، طبق نظر كارشناسان، دختر و پسر از كودكي، بر اساس ساختار روحي ـ رواني با جنس موافق رشد نموده، احساس نياز به جنس مخالف ندارند و اين دوري مي‌تواند زمينه مناسب براي شناخت صحيح شود. و اختلاط بي حد و مرز و تعجيل در روابط و تحريك زودرس، نوجوان را كه بايد با آرامش و فراغت به دنبال پايه‌ريزي انديشه و آينده و هويت خود باشد، دچارآشفتگي‌هاي روحي و ذهني نموده، غرق در اضطراب و التهاب مي‌نمايد و از دستيابي به اهداف بلند باز مي‌دارد. البته لازم است، جوانان و نوجوانان شناخت درستي نسبت به جنس مخالف داشته، از تصورات تخيلي اجتناب كنند و از جنس مخالف، موجودي ماورايي و فرشته‌اي آسماني و ... نسازند .

هر يك از دختران و پسران بايد بدانند كه جنس مخالف همچون خود آنان، داراي ويژگي‌هاي مثبت و منفي گوناگون است، و درعين برخورداري از توانمندي‌ها داراي ضعف‌ها و توانايي‌هايي نيز مي‌باشد و براي خود سليقه‌ها و خصوصيات اخلاقي خوب و يا بدي دارد و همانند خواهران و برادرانشان، انساني معمولي است و به اندازه كافي وقت دارند تا يكديگر را بشناسند. اين نوع شناخت ، به همراه كنترل عوامل محرك جنسي، التهاب و هيجان را در سن جواني به حد متعادل رسانده، جوان را به سوي پاسخگويي صحيح و انتخاب راه درست و فرد مناسب براي عشق و زندگي رهنمون مي‌سازد.

2ـ جداسازي دختر و پسر در مدارس و مراكزعلمي، تنها در ايران مرسوم نيست، بلكه از دير باز تا كنون در بسياري از كشورهاي شرق وغرب متداول بوده است و امروزه در ميان انديشمندان علوم تربيتي داراي موافقان ومخالفان بسياري است.

3ـ نكته ديگر آنكه اگر اختلاط ازسنين كودكي و نوجواني، سبب كاهش التهاب و حساسيت در جواني مي‌شود و شناخت معقولي را ايجاد مي‌كند، چرا در جوامع غربي كه آزادي مطلق دارند، باز دختر و پسر با دوصد حساسيت و هيجان جنسي، غرق در شهواتند و علي‌رغم معاشرتهاي آزاد  و ديدن انواع فيلمها و مجلات، اين عطش هولناك هنوز سيراب نشده است؟

در ارتباط دختر و پسر، قائل به ارتباطي آلوده نيستيم، بلكه مقصود ما ارتباط و رفاقت معمولي و پاك و به دور ازمسائل جنسي است. چرا از اين گونه روابط جلوگيري مي‌شود؟

در اسلام صحبت كردن و برخورد عادي زن و مرد، جايز است و آنان مي توانند فارغ از دغدغه‌هاي شهواني، به كار و فعاليت و تحصيل بپردازند؛ اما فعاليت مختلف در همة مراكز و مجامع امرپسنديده‌اي نيست؛ به ويژه براي جوانان كه آميزه‌اي ازغرايزمختلفند، زيرا قدرت كشش و نيروي تحريكي تمايلات انسان، يكسان و مساوي نيستند. انگيزة بعضي ازتمايلات، بسيار قوي و نيرومند است و قدرت كشش پاره‌اي ازخواهش‌ها متوسط و ضعيف است.

در جواني، غرايز جنسي و احساسات و شيفتگي به جذابيتهاي ظاهري، درحد زيادي خودنمايي كرده ، حاكم بر دوستي‌ها و تصميم‌گيريهاي جوانان است. موريس دبس مي‌گويد:

غريزة جنسي، مخصوصاً نزد پسران، تا سر حد وجدان نفوذ كرده و تحريكات شهواني همچون تصادم امواج به ساحل، شروع به مبارزه مي‌نمايد. عمل اين غريزه آنقدر قوي است كه در واقع، مركز تحريكات مستقيم براي تمام آرزوهاي اعضاي مختلف بدن مي‌گردد. تأثيرغير مستقيم آن خيلي بيشتراز اين‌هاست. وجود آن بكلي زندگي قلبي و تظاهرات محبت‌انگيز انسان را تحت تأثير خود قرار مي‌دهد تا جايي كه در سن هفده ـ هجده سالگي، مالك اصلي حساسيت انسان مي‌شود و آن هنگام تمام تظاهرات محبت‌آميز انسان از غريزة جنسي سرچشمه مي‌گيرد. بديهي است در ايام جواني، شوق جنسي و احساسات بر روان آدمي سايه انداخته، ناخودآگاه به رفتار و سخن و نگاه جوان رنگ و لعابي ديگرمي‌بخشد. در اين ميان، چنان التهاب و هيجان به اوج مي‌رسد كه آهنگ، صدا و رفتار و حركات را تحت تأثير قرارداده وحتي تصور رفاقت و هم سخن شدن و حتي گرماي وجود ديگري، قلب را به تپش مضاعف وامي‌دارد و تأثيرپذيري و تحريك را دوچندان مي‌نمايد.

ويل دورانت پس ازبيان تحريك پذيري جوانان در برخورد با جنس مخالف مي‌گويد: دراين سن جوان در مقابل هزارها محرك كه قبلاً آن را حس نمي‌كرد ، حساس مي‌گردد. بعضي از صداها اين حساسيت جواني را برمي‌انگيزد. بعضي ازعطرها آن را تحريك مي‌كند.

درجاي ديگركتاب خود، درباره حكومت شهوت درطول عمر، مي‌نويسد: رسم بر اين است كه طغيان شهوت را به دورة جواني منتسب سازند؛ ولي در حقيقت تا نيرويي در بدن هست، شهوت نيز پاي برجاست.

كارون هورناي علي‌رقم رد صريح اين نظرية فرويد كه پشت سر هرگونه محبتي يك انگيزة شهوي و عقدة جنسي وجود دارد مي‌نويسد:

ارتباط زيادي بين محبت و تمايلات جنسي ملاحظه مي‌كنيم؛ مثلاً بسياري از تمايلات وكشش‌هاي جنسي، اولش با مهرباني و دوستي صاف و ساده شروع مي‌شود؛ گاهي هم ممكن است شخص داراي تمايلات جنسي باشد ولي خودش آن را با تمايل به مهرورزي اشتباه مي‌كند.

چنانچه كششهاي جنسي هم ممكن است انگيزة احساسات محبت‌آميز باشد يا كم‌كم مبدل به احساسات محبت‌آميز گردد؛ با وجودي كه اين تغيير و تبديلات حاكي از آن است كه ارتباط نزديكي بين تمايلات جنسي و احساسات محبت‌آميز وجود دارد (هرچند اينها دونوع احساس متفاوت مي‌باشند).

با توجه به نياز و كشش دروني دختر و پسر، به ضميمة شرايط ويژه بلوغ و بيداري غرايزجنسي و تحريك‌پذيري جوانان، بايد اعتراف نمود گسترش و عادي‌سازي ارتباط، بستري مناسب براي كشيده شدن جوانان به سوي لذايذ شهواني و زمينه‌ساز روابط جنسي است.

در گزارشي كه جاناتان راس روزنامه نگار انگليسي، به دنبال تحقيقاتي روان‌شناسانه منتشركرده، نگراني خود را از خشونت جنسي ابراز داشته است. وي با ارائة آمار اظهار مي‌كند كه بيشتر مردان غربي، نسبت به زناني كه با آنان از صبح تا شب در ارتباط هستند، ( ازقبيل: همكار وهمكلاس ) در آرزوي آميزش همراه با خشونت شديد، تا حد قتل مي‌باشند.

حال با كمي تأمل و واقع‌بيني در خود و محيط اطراف، به خوبي درمي‌يابيم كه بسياري از دلايل و بهانه‌هاي مختلفي كه در توجيه روابط  ذكر مي‌شود، برخواسته ازهمين نياز دروني است و ازآنجا كه شرايط مناسبي براي پاسخگويي صحيح و طبيعي وجود ندارد، سبب به وجود آمدن روابط خياباني وآشنايي‌هاي تلفني مي‌شود. در اينجا مسئوليت سنگيني بر دوش خانواده‌ها و مسئولين جامعه است. جوان درسن جواني و در اوج شور و احساسات خود نيازمند روابط محبت‌آميز و سرشار از عشق و صفاست و در عمق جان خويش اين نياز را احساس كرده، با تمام وجود نداي طلب آن را مي‌شنود و در پي راهي براي پاسخ دادن به آن است، و اگر راهي صحيح و ساده نيابد، خواسته يا ناخواسته به راه‌هاي ديگر كشيده مي‌شود.

اگر خانواده‌ها با راهنمايي و فراهم نمودن شرايط مقدماتي به كمك آنها نشتابند و مسئولين اقتصادي  و فرهنگي جامعه، به دنبال چاره‌جويي و بر طرف نمودن موانع موجود بر نخيزند، ديگر نمي‌توان انتظار زيادي ازجوانان داشت و تنها آنان را مورد ملامت و سرزنش قرارداد.

در نتيجه، براي آرامش و كنترل غرايزدر افراد، رعايت نكات زير لازم است:

الف - ارضاي تمام غرايزموجود در انسان درحد حاجت طبيعي به طورمعقول ومطلوب.

ج‌-      جلوگيري ازتحريك غرايز؛ به خصوص غريزه جنسي.

د-  گسترش ميدان فعاليت اجتماعي و سياسي و فرهنگي و ورزشي.

از آنجا كه با اعتراف به حساسيتها و تمايلات غريزي، توجيهي براي عادي‌سازي روابط و تطهيرآن باقي نماند، ديده مي‌شود در برخي مطبوعات بدون ارائة مستند علمي، اين اصل و نقش آن را انكاركرده و روابط موجود را عاري از دغدغه‌هاي جواني دانسته و آن را بدون تبعات منفي معرفي مي‌كنند! اما روي سخن ما با جوانان فهيم ايراني است: در شرايط فعلي جامعه چه بايد بكنيم و چه راهي را بايد انتخاب نماييم تا به سعادت و خوشبختي واقعي دست يابيم؟

ازکتاب گیاهان بهشتی محقق ونویسنده علی سلیمانی- نویسنده همین وبلاگ

آويش شيرازي :

آويش شيرازي نوعي پودينه اي كوهي است كه به نام هاي حاشار و صعتر نيز خوانده مي شود و داراي ويتامين هاي E-B-A مي باشد.

خواص آن عبارتند از :

زياد كردن اشتها ـ دفع عفونت كبد ـ ضد آسم ـ‌ ضد سياه سرفه ـ ضدزخمهاي عفوني ـ مسكن درد معده ـ ادرار آور ـ قاعده آور ـ‌از بين برنده اختلال هاي سلول هاي مغزي ـ ضدشبكوري.

اسطخودوس :

اسطوخودوس نوعي لاوند طبي مي باشد.

خواص آن عبارتند از :

دفع اخلاط بدن ـ تقويت كننده دماغ ـ ضد رعشه ـ ضد سرگيجه ـ ضدخون ـ ضدفراموشي ـ ضدصرع ـ ضدماليخوليا ـ شادي آور ـ افزايش دهنده فشار خون ـ تسكين دهنده اعصاب ـ ضدزكام ـ ضد سرماخوردگي ـ قاعده آور ـ ضدگلودرد چركي ـ رفع كننده تشرحات رحم ـ ضدميكروب ـ تسكين دهنده سردرد ـ ضد كفوليت ـ ضدسرگيجه ـ تقويت كننده دستگاه هاضمه ـ دافع اخلاط فاسد.


 

اكليل كوهي :

اكليل كوهي از تيره لبديسا بوده و طبع آن گرم و خشك مي باشد كه به آن اكليل اجيل نيز مي گويند كه از اسانس اين گياه در تهيه ادكلن استفاده
مي شود.

خواص آن عبارتند از :

تقويت قوه بينايي ـ تقويت عمومي بدن ـ رفع تنگي نفس ـ ضد نزله ـ‌ جلوگيري از ترشحات رحم ـ ضد تپش قلب ـ‌ ضد استسقاء ـ ضد تشمع كبدي ـ
تسكين دهنده دل درد ـ التيام دهنده زخم ها ـ ضد اسهال و طاسي ـ تقويت كننده معده ـ تقويت كننده اعصاب ـ نافع كلسترل ـ قندخون و اوره خون ـ ضدعفوني كننده خون ـ شفاف كننده پوست ـ تقويت كننده دستگاه گوارش.

باباآدم :

باباآدم از تيره مركبان بوده و داراي طبع گرم و خشك است.

خواص آن عبارتند از :

تصفيه كننده خون ـ ادرارآور ـ درمان كننده ورم عمومي بدن ـ عرق آور ـ محكم كننده لثه ها ـ تسكين دهنده درد دندان ـ ضد روماتيسم ـ ضدجوشهاي غرور جواني ـ درمان كننده سفليس ـ پادزهر سموم حشرات گزنده ـ درمان كننده خارش پوست ـ پايين آورنده قند خون ـ از بين برنده چربي هاي سوخته بدن ـ تسكين دهنده دردهاي مفصلي ـ ضد رماتيسم ـ ضدآرتريت ـ ضد زونا ـ ضد زخم درد ـ ضد ناراحتي ها و عوارض پوستي ـ ضد سرطان روده.

بابونه گاوي :

بابونه گاوي از خانواده مركبان بوده و داراي طبع گرم و خشك است و علاوه بر اين نوع داراي انواع متعدد مثل بابونه معمولي ـ بابونه رومي ـ اقحوان
و . . . مي باشد.

خواص آن عبارتند از :

تسكين دهنده سردرد ـ جلوگيري كننده از سنگ مثانه ـ تقويت كننده معده ـ دافع سودا و بلغم ـ ضد سم ـ ادرار آور ـ زيادكننده شير مادر ـ تنظيم كننده عادت ماهانه ـ تسكين دهنده سينه درد ـ تقويت كننده قواي مغزي و فكري ـ لطيف كننده پوست ـ ضد ورم ملتحمه ـ تقويت كننده كيسه صفرا و
قواي جنسي ـ جلوگيري كننده از ريزش آب بيني ـ تقويت كننده اعصاب ـ خواب آور ـ ضد زخم معده ـ ميكروب كش ـ جلوگيري كننده از لخته شدن خون در مثانه ـ ضد سوء هاضمه ـ‌ ضد سنگ كليه و مثانه ـ پيشگيري كننده از ميگرن ـ ضد تصلب شرائين ـ پيشگيري از عفونت ضد استسقاء ـ ضد تب ـ جلوگيري از سفتي رحم.

بادرنجبويه :

بادرنجبويه از تيره نعناع بوده و داراي طبع گرم است. در آذربايجان شرقي و غربي بادرنجبويه را در باغ ها و منازل مي كارند ـ برگ ها و گل هاي آن خوشبو بوده و بوي آن شبيه ليمو است.

خواص آن عبارتند از :

تقويت كننده قلب ـ تقويت كننده دستگاه عصبي ـ تقويت كننده معده ـ
خواب آور ـ نشاط آور ـ جلوگيري كننده از استفراغ ـ‌ ضد سم ـ ضد غش ـ ضد ماليخوليا ـ‌ قاعده آور ـ جلوگيري كننده از سكته ـ معالجه كننده امراض سوداوي ـ جلوگيري كننده از تنگي نفس ـ ضد ترس و كابوس ـ دافع صفرا ـ عرق آور ـ تسكين دهنده دردهاي مفصلي ـ دفع بوي بد دهان ـ پيشگيري از فساد دهان ـ جلوگيري كننده از اختلالات دستگاه گوارش تسكين دهنده دردهاي عصبي ـ دافع بلغم و سودا.

بارهنگ :

بارهنگ داراي طبع سرد و خشك است و در عربي به آن لسان الحمل يعني زبان گوسفند مي گويند ـ زيرا برگ نوع بزرگ آن به زبان گوسفند شباهت دارد ـ بارهنگ داراي انواع و اقسام مانند وارانگو ـ رم هاج لك ـ بارهنگ بزرگ ـ بارهنگ كوچك ـ بارهنگ سرنيزه اي مي باشد. قسمت مورد استفاده آن معمولاً ريشه و بذر آن است.

خواص آن عبارتند از :

تصفيه كننده خون ـ جلوگيري كننده از خونريزي بواسير ـ جلوگيري كننده از التهاب كليه و مثانه ـ درمان كننده برونشيت مزمن مثانه ـ تقويت كننده لثه ها ـ درمان كننده اسهال ـ جلوگيري كننده از خونريزي رحم ـ درمان كننده
التهاب معده ـ تسكين دهنده سينه ـ جلوگيري كننده از شب ادراري ـ تسكين كمردرد ـ ضد سوزاك ـ جلوگيري كننده از تنگي نفس ضد ميكروب.

بولاغ اوتي :

بولاغ اوتي از تيره چلپائيان بوده و داراي طبع گرم و تر است ـ در كتاب هاي پزشكي قديم ـ به آن جرجير بياباني و به بذر آن حب الرشا مي گفتند. محل رويش آن در دامنه كوه هاي طالقان بين جاده قزوين روستاي پشند آبيك و اتانك ـ در شهر ري كنار رودخانه امين آباد ـ در بندر انزلي شاهزاده كوه ـ راه چالوس ـ در آذربايجان بين سليمانيه و دربند ـ اطراف شيراز پل آگينه و نزديك بوشهر.

بولاغ اوتي داراي عناصر مفيد يد ـ كلسيم ـ سديم ـ گوگرد و ويتامين ها B,B2,E,C كمپلس مي باشد.


 

خواص آن عبارتند از :

بومادران :

بومادران از خانواده مركبان بوده و داراي طبع گرم و خشك است و سرشار از ويتامين «آ» مي باشد. اين نوع گياه به طور خودرو در ايران و نقاط مختلف اروپا ـ در كنار جاده ها و دشت ها مي رويد و سرشاخه هاي گلدار آن داراي يك اسانس معطر فرار و چند تركيب دارويي است. مقداري اينولين ـ مواد چربي و مومي و كمي تانن هم دارد. در اروپا از آن به عنوان تب بر ـ نيروبخش و ضدتشنج استعمال مي شود.

خواص آن عبارتند از :

لطيف كننده پوست ـ ضد سنگ مثانه ـ عرق آور ـ ضد تورم ـ تسكين دهنده اعصاب ـ ضد سم ـ تسكين دهنده دردهاي مفصلي ـ آسان كننده زايمان ـ تقويت كننده معده ـ ضد تب و لرز ـ ادرارآور ـ قاعده آور ـ التيام بخش ـ دافع سنگ ها و شن هاي ريز كليه ـ ضد يبوست ـ تنظيم كننده خون قاعدگي ـ ضد خواب رفتن دست ـ دافع نفخ ـ بلغم ـ تقويت كننده حافظه ـ ضد جوش.


 

تاجريزي :

تاجريزي از تيره بادمجان بوده و داراي طبع سرد مايل به خشك است و به نام هاي ديگر نظير رويا ـ معد ـ روباه تورك ـ عنب الثعلب ـ طوليدون نيز خوانده مي شود.

خواص آن عبارتند از :

خواب آور ـ ضد خارش پوستي ـ ضد ورم معده و ورم طحال ـ ملين ـ ضد ورم زبان ـ‌ ضد سرطان ـ‌ ضد بيماري آميزش ـ ضد يرقان ـ جلوگيري كننده از پيچش شكم و ورم مقعد ـ ضد جنون ـ خارش مهبل ـ ترك نوك پستان ـ تقويت بينايي ـ تسكين دهنده درد كليه ـ ضد باد سرخ ـ لطيف كننده پوست.

تمشك :

تمشك از تيره گل سرخ بوده و داراي طبع سرد و خشك است و داراي ويتامين هاي K,C مي باشد. پودر برگ آن براي زخم لثه و بدبويي دهان مفيد است و ماسك آن براي خلل و خرج پوست و ميوه آن رقيق كننده خون
مي باشد و نوع سياه آن برفك دهان را معالجه مي كند و زياده روي در مصرف آن باعث سردرد ـ‌ صفرا و ضعف كبد و قلب مي شود. علاوه بر خواص مذكور در موارد زير نيز مفيد مي باشد.


 

خواص آن عبارتند از :

حصبه ـ اسهال ـ كبد ـ مسموميت ـ عطش ـ گلودرد ـ اعصاب ـ سوء هاضمه ـ شيرافزا ـ نيروي جنسي ـ ريه ـ حافظه ـ انرژي زا ـ ضد زخم روده و معده و اثني عشر ـ درد دندان ـ‌ تقويت كننده دستگاه تنفسي ـ ضدحساسيت بدن ـ خشكي بيني.

ثعلب :

ثعلب داراي طبع گرم و تر است ـ ريشه آن داراي دو غده به هم پيوسته است كه يكي توخالي مربوط به گياهي كه روييده و ديگري توپر مربوط به گياهي كه بعداً خواهد روييد مي باشد. گل هاي ثعلب خوشه اي قشنگ به رنگ صورتي با خطوط و نقطه هاي بنفش يا ارغواني است ـ غده توپر ثعلب داراي نشاسته ـ قند و مقدار زيادي لعاب است كه خواركي مي باشد. از غده هاي زيرزميني ثعلب آردي تهيه مي كنند كه در بستني سازي و شيريني سازي مصرف مي شود.

تاكنون 25 نوع از اين گياه شناخته شده كه 10 گونه آن در ايران مي رويد. گونه اي مختلف آن در آذربايجان ـ كردستان ـ لرستان ـ خراسان ـ سواحل درياي مازندران و نواحي البرز فراوان بوده و به طور خودرو به عمل مي آيد. به عنوان گل زميني نيز مي توان انواع آن را در باغچه ها پرورش داد.

خواص آن عبارتند از :

شادي آور ـ‌ دافع سودا ـ ضدكم خوني ـ ضدورم كليه ـ ملين ـ مقوي  ضدكزاز ـ ضد سرماخوردگي ـ خلط آور ـ خلط خوني ـ تسكين دهنده عضلات.

ختمي :

ختمي از تيره پنيرك بوده و داراي طبع گرم و تر است. ريشه آن داراي 30 درصد لعاب ـ مقداري نشاسته ـ آسپراژين و بتائين است. مقداري هم تانن و قندهاي قابل تبلور دارد. يك ماده رنگي زرد هم در ريشه اش موجود است و كمي هم روغن دارد.

خواص آن عبارتند از :

1ـ دم كرده ريشه آن براي زخم معده مفيد است.

2ـ جويدن ريشه خشك ختمي براي دندان درآوردن كودك مفيد است.

3ـ باز كردن صدا.

4ـ جوشانده برگ خطمي براي معده مفيد است.

5ـ دم كرده گل آن براي معالجه واريس مفيد است.

6ـ استحمام بادمكرده خطمي براي خونريزي داخلي مفيد است.

7ـ براي رفع برمي گل آن را با جوش شيرين ضماد كنيد.

8ـ غرغره جوشانده خطمي براي خشكي گلو نافع است.

خشخاش سفيد :

خشخاش سفيد از تيره خشخاش بوده و داراي طبع سرد و تر است. در بين همه انواع خشخاش تنها خشخاش سفيد اهلي و بستاني شده كشت مي شود و طبق تحقيقاتي كه به عمل آمده كشت خشخاش در ايران از قرن نوزدهم شروع شده و قبل از آن در كاشتن آن معمول نبود. ولي از زمان تسلط اعراب به ايران مختصري از شيره اش از خارج به ايران وارد شده است. گل بوته آن به گل شيطان معروف است كه سفيد و با خطوط الوان بسيار زيبا و ديدني است. دانه هاي كوزه خشخاش به الوان سفيد ـ زرد ـ قهوه اي و سياه ديده مي شود و طبق مقررات داروسازي روغن خشخاش را فقط بايستي از دانه ها سياه گرفت ولي در صنعت رعايت اين اصل نمي شود.

خواص آن عبارتند از :

مسكن ـ بي خوابي ـ كليه ـ نيروي جنسي ـ التهاب روده ـ اسهال خوني و صفراوي ـ اسهال مزمن ـ سوزش ادرار ـ كبد ـ لاغري ـ صاف كننده صدا ـ سردرد ـ آرامبخش ـ ضد نفخ.


 

دم اسب :

خواص آن عبارتند از :

جلوگيري كننده از خونريزي رحم ـ معالجه كننده تنگي نفس ـ ضد ورم كبد ـ معالجه كننده ورم مثانه ـ درمان كننده سل ـ تصفيه كننده خون ـ تقويت كننده كليه ها ـ ضدسنگ كليه ـ ادرارآور قوي ـ عرق آور ـ درمان كننده سرفه
مزمن ـ مسكن معالجه اسهال.

دم شير :

خواص آن عبارتند از :

دمكرده گياه دمشير به مقدار يك قاشق مرباخوري در هر فنجان (3 فنجان در روز) براي درمان ناراحتي هاي عصبي نظير ميگرن ـ هيستري ـ صرع و احساس اضطراب مؤثر مي باشد ـ براي درمان بيماريهاي قلبي و همه
ناراحتي هايي كه ريشه عصبي داشتند ـ ناهماهنگي قلبي و فشار خون نيز از اين گياه استفاده مي شود ـ اين گياه همچنين به طور مؤثري قابض بوده و در درمان اسهال ها مورد استفاده قرار مي گيرد كه در عين حال عضلات صاف رحم را نيز منقبض مي گرداند.


 

رازيانه :

رازيانه از تيره چتريان بوده و داراي طبع گرم و خشك است. زادگاه اوليه آن ايران و سرتاسر درياي مديترانه و حبشه بوده و اكنون در بيشتر نقاط دنيا كاشته مي شود. برگ آن معطر و طعم آن شيرين و مطبوع است. در بين حيوانات مار به خوردن آن علاقه زيادي دارد و وقتي مي خورد، چشم هايش براق و درخشان مي شود و به همين خاطر رازيانه را در رديف غذاهاي مخصوص چشم قرار داده اند.

خواص آن عبارتند از :

1ـ دمكرده ريشه آن ادرارآور مي باشد.

2ـ جوشانده تخم رازيانه با عسل براي معالجه تب مفيد است.

3ـ دم كرده ريشه رازيانه براي تقويت كليه ها مفيد است.

دافع كرم معده ـ‌ قاعده آور ـ‌زياد كننده شير مادر ـ پاك كننده مجاري تنفسي ـ مسكن تسكين دهنده درد عادت ماهانه ـ‌ تنظيم كننده عادت ماهاه ـ تقويت حس بينايي.

روناس :

خواص آن عبارتند از :

1ـ خيسانده ريشه روناس براي رفع تب مفيد است.

2ـ ضماد روناس با عسل پخته براي رماتيسم نافع است.

3ـ ميوه روناس براي تقويت كليه مفيد است.

4ـ جوشانده ريشه روناس براي نقرس و اسيد اوريك مفيد است.

5ـ مصرف روناس با سكنجبين براي احتقان كبد نافع است.

6ـ روناس با عسل براي سياتيك مفيد است.

7ـ مالش آن براي سردرد مفيد است.

8ـ مصرف يك قاشق چايخوري سائيده روناس براي رفع سكسكه مفيد است.

زالزالك :

زالزالك از تيره گل سرخيان بوده و طبع آن سرد است. در ايران فقط از ميوه زالزالك استفاده مي كنند، ولي در اروپا از گل آن كه مصرف داروسازي دارد بيشترين بهره برداري را مي كنند و مجال ميوه شدن را به آن نمي دهند، ميوه زالزالك در آخرين روزهاي فصل تابستان به بازار مي آيد.

خواص آن عبارتند از :

جلوگيري از خونريزي و ترشحات زنانه ـ ضد اسهال ـ ضد جلوگيري از قطره قطره آمدن ادرار ـ ضد استفراغ ـ‌ ضد كلسترول ـ ضد خونريزي معده ـ‌ ضد تشنج ـ ضد كم خوني ـ ضد حساسيت ـ‌تقويت اعصاب ـ آنژين صدري ـ ضد اضطراب و استرس ـ جلوگيري كننده از تپش قلب عصبي ـ جلوگيري از تصلب شرايين ـ ضد چاقي ـ دافع صفرا ـ پايين آورنده فشار خون ـ جلوگيري از عوارض يائسگي.

زعفران :

طبع زعفران گرم و خشك است و داراي ويتامين B2 مي باشد. قسمت مورد استفاده زعفران در رنگ كردن خوراكي ها تارهاي گل آن است كه در اصطلاح گياه شناسي به آن كلاله مي گويند. و اغلب اين كلاله ها با خامه همراه است. همراه بودن اين تارها با خامه هر چند تقلب محسوب نمي شود ولي از قيمت آن مي كاهد. زعفران داراي بوي قوي و عطر مطبوع و طعمي تلخ و كمي تند مي باشد. تكثير اين گياه به وسيله پيازها در اواسط تيرماه صورت مي گيرد.

خواص آن عبارتند از :

تسكين دهنده سردرد شديد ـ رفع بي خوابي ـ نشاط آور‌ ـ ضدعفوني كننده ـ جلوگيري از پوسيدگي دندان ـ تقويت كننده قواي پنجگانه ـ ادرارآور ـ قابض ـ زهكش كننده كليه و مثانه ـ جلوگيري از انزال زودرس ـ تقويت نيروي جنسي ـ دافع بلغم و سودا ‌ـ ضد فتق ـ مسكن دندان درد ـ ضدسرفه ـ ضدمننژيت.

زوفا :

زوفا داراي طبع گرم و خشك است و نام هاي ديگر آن عبارتند از حسل،‌ جسمي، هوسفون و گل پونه.

خواص آن عبارتند از :

مسكن دل درد ـ تقويت معده ـ دافع بلغم ـ رفع ترشحات رحم ـ قاعده آور ـ ضدافسردگي ـ ضد عفونت و التهاب زخم ـ ضد قولنج معده ـ جلوگيري از تحركات پوستي ـ ضد لك صورت ـ دافع شن و سنگ كليه ـ ضدعفونت ريه ـ برطرف كننده امراض پوستي ـ خلط آور ـ تب بر ـ ضد كوليت ـ التيام بخش ـ تقويت كننده عموم دستگاه هاي بدن ـ تقويت ريه ـ جلوگيري از ورم شش ها ـ لطيف كننده پوست ـ ضد نفخ ـ ضد آسم ـ تصفيه كننده خون ـ ضدبرونشيت ـ جلوگيري از ورم لوزه ـ نافع گلودرد ـ جلوگيري از خونريزي چشم ـ تقويت دهان ـ ضداستسقاء ـ ضد حصبه ـ جلوگيري از گرفتگي صدا ـ ضد يرقان.

زيتون :

طبع زيتون گرم و معتدل و بسيار خشك است و داراي ويتامين E مي باشد و همچنين داراي فسفر ـ پتاس ـ گوگرد ـ منيزيم ـ كلسيم ـ آهن ـ مس و منگنز است. زيتون در بلوچستان، رودبار منجيل، حاجي لر به عمل مي آيد چوب درخت زيتون قابل جلا و تعليم است و با آن مي توان بهترين عصا را ساخت. پيشينيان در دست گرفتن عصاي زيتون را علامت تشخيص مي دانستند. درخت زيتون بعد از 40 سال ميوه مي دهد و نزديك به دو هزار سال عمر مي كند. ميوه رسيده آن ياقوتي است.

خواص آن عبارتند از :

اشتها آور ـ تقويت كننده قواي مغزي ـ تقويت كننده معده ـ‌تقويت كننده قواي جنسي ـ مسهل ـ ضد قولنج كبدي و كليوي ـ جلوگيري از ترشحات رحم ـ رفع زكام ـ رفع سفيدك ناخن ـ جلوگيري از كرم خوردگي دندان ـ ضد سرگيجه ـ تسكين درد شقيقه ـ تسكين سردرد.

سنبل الطيب :

سنبل در زبان عربي به معني خوشه است. ولي به بيخ و ريشه معطر چند گياه نيز اطلاق مي شود. سنبل هندي و سنبل كوهي از اين رديف بوده و به آنها سنبل طبي و سنبل الطيب مي گويند. سنبل الطيب ريشة معطر و افشان دارد و چون گربه عاشق بوي سنبل الطيب است مجذوب آن شده و در برابر آن
مي غلتد و به همين خاطر عده اي آن را علف گربه نام گذاشته اند.

خواص آن عبارتند از :

آرام بخش ـ تقويت كننده معده ـ اشتهاآور ـ تقويت كننده كبد ـ تقويت كننده قلب ضد كرم ـ ضد تشنج ـ تقويت كننده حس بينايي ـ ضد فشار خون ـ ضد تپش قلب ـ خواب آور ـ قاعده آور ـ ضد نفخ ـ دافع سودا ـ زياد كننده شير مادر ـ ضد تشنج معده ـ مسكن اعصاب ـ ضد مسموميت زنبور قرمز ـ
بي خوابي ـ تقويت كننده نيروي جنسي.

سنبل ختائي :

سنبل ختائي از تيره چتريان بوده و داراي طبع گرم و خشك است.

خواص آن عبارتند از :

تب بر ـ مقوي ـ قاعده آور ـ نرم كننده شكم ـ عرق آور ـ ضد تشنج ـ
تقويت كننده معده ـ خلط آور ـ مسكن درد ـ ضد سرفه ـ تقويت كننده قلب ـ ضد رماتيسم ـ ضد آماس رحم ـ جلوگيري از انسداد كبد و معده ـ ضددريازدگي ـ اشتهاآور ـ جلوگيري از سينوزيت ـ ضدورم حفره هاي بيني ـ ضد خستگي عمومي ـ ضد برونشيت ـ ضد مسموميت از مشروب التيام دهنده زخم ها ـ محرك ـ تصفيه كننده خون ـ تقويت طحال ـ ضد قاعدگي دردناك ـ تهوع ـ ضد جوش و ضد ميگرن جلوگيري از انسداد كبد و معده ـ‌ ضددريازدگي ـ اشتها آور.

شاهدانه :

طبع شاهدانه گرم و خشك ست.

خواص آن عبارتند از :

ضد حساسيت ـ ادرارآور ـ ضدنفخ ـ ضد ترس ـ ضد رماتيسم ـ جلوگيري از عوارض يائسگي ـ ضد كزاز ـ ضد بي خوابي ـ تسكين دهنده دل درد ـ
ضد سياه سرفه ـ‌ ضد سرعت انزال ـ ضد لاغري ـ ضد استسقاد ـ جلوگيري از سل ـ تقويت كننده معده ـ دافع بلغم ـ درمان تب مزمن ـ تسكين دهنده سردرد ـ تسكين دهنده درد زخم ـ ضد تشنج.

شنبليله :

شنبليله از خانواده پروانه آسا بوده و داراي طبع گرم و خشك مي باشد. برگ شنبليله يك سبزي خورشتي و دانه هاي روغني آن يك بذر دارويي مي باشد. از برگ تازه و خشك آن در تهيه خورش و خواركي هاي ديگر استفاده
مي كنند و با برگ خشك شده آن سوپي تهيه مي كنند كه به اشگنه معروف است. زادگاه اوليه شنبليله ايران و آسياي صغير است ولي اكنون در اكثر نقاط جهان به منظور استفاده از دانه هاي آن كاشته مي شود.

خواص آن عبارتند از :

رفع كننده مسموميت ـ شستشو دهنده روده ـ جلوگيري از لكه سفيد پوست ـ نرم كننده شكم اشتهاآور ـ ادرارآور ـ ضد شبكوري ـ تقويت كننده سينه ـ قاعده آور ـ ضد نقرس ـ تقويت كننده لوزالمعده ـ‌ درمان بي ميلي جنسي ـ مسكن درد كمر ـ نافع امراض عفوني ـ مقوي ـ ملين ـ دافع بلغم ـ جلوگيري از نفس تنگي ـ‌ ضد بواسير ـ معالجه ورم طحال ـ رفع استسقاء ـ ضد بدبويي مدفوع.


 

شيرين بيان :

شيرين بيان داراي طبع گرم و خشك است. بيخ شيرين بيان يك قلم مهم از صادرات ايران است و كارخانجات داروسازي آن را به قيمت نازل مي خرند و پس از آن كه آن را به صورت گرد، قرص، شربت و عصاره درآوردند به ايران برمي گردانند.

علاوه بر كارخانجات داروسازي، كارخانجات دخانيات و سيگارسازي هم خريدار اين گياه مي باشند، در اين كارخانجات برگ توتون را در جوشانده ريشه شيرين بيان خيس مي كنند تا سيگار آنها خوش طعم و بي ضرر شود. اخيراً عده اي از كارشناسان دخانيات اظهارنظر كرده اند كه اين گونه سيگارها سرطان زا نيستند. در داروسازي پودر و عصار آن را جهت از بين بردن طعم بد بعضي از داروها به كار مي برند و با عصاره آن شربت ها و قرص هاي ضدنفخ و مقوي معده مي سازند.

خواص آن عبارتند از :

ضد بواسير ـ رفع خشكي دهان ـ نرم كننده سينه ـ ضدتنگي نفس ـ مقوي
ريه ـ كبد و طحال ـ ضد سرطان معده ـ مقوي نيروي جنسي ـ ضد التهاب معده ـ ادرارآور ـ زياد كننده فشار خون ـ قاعده آور ـ‌ ضدآسم ـ ضدعطش ـ تقويت كننده اعصاب ـ ضدتورم ـ ضدانزال زودرس ـ تقويت غدد فوق كليوي ـ ضد لاغري ـ ضد سرطان خون ـ ضد ورم روده ـ جلوگيري از رماتيسم.

قهوه :

قهوه داراي طبع گرم و معتدل است. اعراب به آن بن مي گويند كه به معني شراب جامد است. زادگاه اوليه آن يمن و شمال آفريقاست. بعد آن را به عربستان و از آنجا به هندوستان و سپس به آمريكا برده اند. و اكنون بهترين نوع آن محصول برزيل است. قهوه داراي انواع و اقسام مي باشد و تاكنون 33 نوع شناخته شده است. قهوه سبز كه دانه بونداده قهوه است بويي ندارد و كمتر از آن استفاده مي شود ولي همين كه دانه آن را حرارت دهند عطر مطبوع زيادي پيدا مي نمايد. در موقع بودادن بايد دقت زياد شود كه تا مغز دانه برشته شده روي آن نسوزد. بهترين حرارت از 240 درجه تجاوز كند. طعم و بوي آن ناپسند خواهد شد.

خواص آن عبارتند از :

ضدافسردگي ـ دافع بلغم ـ مقوي ـ محرك ـ پيشگيري از سرطان قولون ـ مسكن سردرد ـ ضدسرفه ـ‌ ضدتنگي نفس ـ ضد سوء هاضمه ـ جلوگيري از مسموميت با ترياك ـ ضد آسم ـ مقوي مو.


 

كاسني :

كاسني از تيره مركبان بوده و داراي طبع سرد و تر است و حاوي ويتامين c مي باشد. قسمت مورد استفاده كاسني برگ تازه و ريشه خشك آن است. ريشة آن داراي مواد لعابدار ـ اينولين و قندهاي گوناگون است كمي هم تانن دارد و نيز داراي ماده اي دارويي و مقداري شوره هست. روي برگ هاي كاسني تعداد زيادي عوامل زندة مفيد، زندگاني مي كند. لذا شستن آن در شرع و طب قديم منع شده است و چون انواع بياباني آن آلودگي نداشت و در پرتوي آفتاب پرورش پيدا مي كنند خوردن برگ هاي تازه آن را مي توان ناشسته خورد.

خواص كاسني :

ضدالتهاب كيسه صفرا ـ دافع سنگ كيسه صفرا ـ تصفيه كننده خون ـ ضد استفراغ ـ ضد التهاب معده ـ تقويت كننده قواي جنسي ـ  ضد حرارت صفراوي.

خواص ريشه كاسني :

تقويت كننده معده ـ تب بر ـ ادرارآور ـ ملين ـ دافع اخلاط خون ـ درمان كننده دردهاي مفصلي ـ زيادكننده شير مادر ـ تصفيه كننده خون.


 

كاكنج :

كاكنج از انواع تاجريزي بوده و داراي طبع سرد و خشك است و حاوي ويتامين c مي باشد و به نام عروسك پشت پرده نيز مشهور است.

خواص آن عبارتند از :

1ـ برگ كاكنج كوهي مخدر مي باشد.

2ـ ضماد گل آن براي ناراحتي جلدي مفيد است.

3ـ مالش عصاره آن براي رفع بواسير مفيد است.

4ـ 25 گرم ميوه خشك آن با 25 گرم درمنه براي دفع انگل مفيد است.

5ـ مصرف روزي 5 گرم براي تنگي نفس ـ استسقاء ـ سنگ كليه و مثانه ـ رماتيسم يرقان ـ كاهش صفرا مفيد مي باشد و همچنين باعث باز شدن قاعدگي مي شود.

كنجد :

كنجد طبعي گرم و تر دارد و از دانه هاي روغني مي باشد و از قديم الايام مورد توجه بوده و كشت شده است. داراي بيش از 200 نژاد مختلف مي باشد ولي در حدود 40 نژاد آن را براي كاشتن انتخاب كرده اند. دانه هاي آن به رنگ سفيد، سياه، حنايي و قهوه اي مي باشد. روغن دانه هاي آن كمتر قند
مي شود. علاوه بر تغذيه در صنعت نيز از آن استفاده مي شود. روغن
دانه هاي سفيد مرغوب تر از ساير رنگ ها بوده ولي ميزان آن نسبت به دانه هاي سياه كمتر است. در صنعت ورني سازي محصوصاً از روغن كنجد سياه استفاده مي شود. روغن دانه هاي كنجد حتي در زمستان هم منجمد
نمي شوند. قسمت مورد استفاده آن ارده و روغن آن است. دانه هاي آن را بر روي نان و بعضي از شيريني ها مي پاشند تا ارزش غذايي آنها را بالا ببرند. در مصارف درماني هم مي توان از روغن كنجد به جاي روغن كرچك استفاده كرد.

خواص آن عبارتند از :

تقويت حافظه ـ تقويت مو ـ ضد سنگ كليه ـ ضد بواسير خوني ـ جلوگيري از سرطان و سكته ـ باز كردن قاعدگي ـ ضد خون مردگي ـ ضد ترشي معده ـ نرم كننده صدا ـ مسكن كلسترول ـ رفع خستگي ـ دافع سودا و بلغم ـ مغذي ـ ضد مادون قرمز و ماوراء بنفش.

برنامه ای برای عروس ودامادجهت برقراری ارتباط صحیح بایکدیگردرمورد مسائل زناشویی

برنامه ای برای عروس ودامادجهت برقراری ارتباط صحیح بایکدیگردرمورد مسائل زناشویی 

مخصوص هر دو نفر:

چطور می توانیم رابطه جنسی خوبی داشته باشیم؟

آنچه که در این مقاله عنوان می کنیم قانون نیست. قانون گذاشتن برای رابطه جنسی غیرممکن است – آنچه که مهم است این است که کاری که می کنید احساس خوبی به شما بدهد. و این احساس خوب باید بعد از رابطه جنسی هم باقی بماند—به هیچ وجه نباید بعد از رابطه جنسی مضطرب و نگران شوید که مبادا همسرتان باردار شود یا دچار بیماری شوید. به همین دلیل، برنامه ریزی برای جلوگیری از بارداری و رابطه جنسی ایمن باید مد نظرتان باشد.

چه زمان باید رابطه جنسی داشته باشیم؟

زمان رابطه جنسی اهمیت چندانی ندارد. آنچه مهم است این است که این زمان، زمانی باشد که هر دو نفر شما احساس راحتی کنید یعنی مزاحمت برای این ارتباط نداشته باشید البته برای قصدباردارشدن با توجه به تاثیرات نجوم واوقات روز توصیه می شود در ساعات قمردرعقرب پرهیزشود (مراجعه فرمایید به کتب دینی) در روز پرهیزشود ونزدیک صبح وقبل ازطلوع آفتاب مناسب تراست ویا بعد از پاسی از شب یعنی بعدازنیمه شب قبل ازتصمیم به بارداری ۴۰ روز غذاهای مناسب ومقوی وحلال میل شود واز غذاهای خشک ویا آلوده جددا خودداری شود. خیلی از زوجین دوست دارند با سپیده صبح رابطه جنسی برقرار کنند، خیلی ها عصرها را ترجیح می دهند و بعضی دیگر تاریکی شب را. مهمتر از زمان رابطه جنسی، زمانی است که می خواهید با هم بگذرانید. برای اولین رابطه جنسی زمان زیادی را اختصاص دهید. روزهای تعطیل معمولاً بهتر است، می توانید کل روز را، حتی ساعت خواب را، صرف آن کنید.

آیا قبل از رابطه جنسی باید چیزی بخوریم یا بنوشیم؟

از خوردن غذای سنگین قبل از رابطه جنسی خودداری کنید چون خواب آلودتان می کند. غذای سبک بخورید، مشروب نخورید. الکل نعوظ را دشوار می کند برای بانوان غذاها ویا خوراکی های ترش نباید فراهم نمود چرا که باعث ایجادسردی درآنان خواهدشد درربطه با خوراکی های مجاز به کتاب شریف طب الرضا(ع) تحقیق علامه عسگری مراجعه فرمایید..

کجا باید رابطه جنسی انجام دهیم؟

اینکه کجا رابطه جنسی انجام دهید تصمیم خیلی مهمی است. پیدا کردن جایی که هر دوی شما بتوانید حداقل تا 48 ساعت آینده تنها باشید خیلی سخت است. اما ارزشش را دارد.

تخت خواب بهترین محل برای عشق بازی است. اتاق خواب همه شرایط لازم برای داشتن یک رابطه جنسی فوق العاده را دارد: گرما، راحتی، فضای کافی و توالت. می توانیدولازم است حدود چندساعت قبل ازآمیزش دوش بگیرید وبعد ازامیزش نیز ابتدا مرد روی دست راست خود به مدت چند دقیقه بخوابد تا باقی مانده منی ازمجاری مربوطه خارج شود وسپس به توالت رفته وبعد از تخلیه کامل عمل لازم وضروری استبراء انجام شود( توضیح در کتاب های رساله های مراجع تقلید) چرا که همه مجاری پاک وسپس اقدام به غسل جنابت( توضیح در رساله های مراجع) نماید وبانوان محترم به دلیل فشار وخستگی بر بدن لازم است مدتی را استراحت ویک باره از تخت خواب جدا نشوند چرا که احتمال زمین خوردن ویا سرگیجه مخصوصا درافراد ضعیف وجود دارد سپس بعد ازورود به توالت وشستشوی کامل به حمام رفته وغسل جنابت انجام دهد .

چه چیزهایی باید همراه داشته باشیم؟

هر چه که برای راحتیتان لازم است را با خود داشته باشید. کاندوم( ازوسائل ولوازم ضدبارداری) ، بالشت مورد علاقه تان یا حوله حمام- دستمال کاغذی- لباس مناسب البته توصیه می شود در ابتدا کلا زن ومرد عریان نباشد ودر زمان عشق بازی( ازطریق کلام ویا لمس نقاط حساس طرف مقابل و یا بوسیدن ویا زبان بازی البته اگرقصد باردارشدن دارید به هیچ عنوان صحبت نباید باشد ونگاه به عورت یکدیگر نیز اتفاق نیافتد چرا که باعث کرولال شدن وکوری طفل شما خواهدشد(مراجعه به کتب وروایات اسلامی) به مرور لباس های زیر را ازتن بیرون بیاورید ودر صورت احساس ضعف ویا سرگیجه ویا درد در نقاط دیگر بدن بلافاصله ترک نمایید وفرصت دیگری این کار را انجام دهید.

آیا هر دوی ما باید در یک زمان ارضاء شویم؟

نگران همزمان کردن ارگاسم ها نباشید. خیلی از خانم ها تازمانیکه تجربه کافی پیدا نکنند، در طول رابطه جنسی ارگاسم نمی شوند. خیلی بعید است که در اولین رابطه جنسی بتوانید هر دو با هم ارضاء شوید. پس سعی کنید که خوش بگذرانید و حتماً به همدیگر بگویید که چه چیز برایتان لذت بخش است و به ارضاء شدنتان کمک میکند. البته آقایان زودتراز بانوان ارضاء خواهند شد ولازم است با بازی وبه تاخیرانداختن دخول فرصت آماده شدن برای بانوان را ایجاد نمایندچرا که در غیراینصورت بانوان به دلیل ارضاء نشدن دچار بیماری های مختلف زنانه خواهند شد پس توصیه به مردان که با نقاط ضعف بانوان ازجمله لمس گردن- صورت-ران پا - سینه ها- ویا بوسیدن ویا زبان بازی با همان نقاط این امکان را فراهم نمایند وبه هیچ عنوان از روشهای غیراصولی وغیرصحیح در فیلم های غربی وغیره استفاده نکنند چرا که دین مبین اسلام خود آموزه های صحیح وتوصیه ای کاملا بهداشتی وپزشکی را برای هر دوطرف دارد( کتاب ازدواج مکتب انسان سازی)

مخصوص خانم ها:

اول باید چه کار کنم؟

نباید از همسرتان انتظار داشته باشید که در اولین جلسه بداند که چه چیز به شما لذت می دهد. این شما هستید که باید به او بگویید، دست های او را بگیرید و آن را جایی قرار دهید که راضیتان می کند. اصلاً خجالت نکشید و به او بگویید که دوست دارید چطور بدنتان را لمس کند. اگر دفعه اول شریک جنسیتان باشد، احتمالاً اضطراب و استرس زیادی خواهد داشت و آلت تناسلیش خوب واکنش نخواهد داد. برای تحریک دوباره آن  به صبر، آرامش و درک نیاز دارید. به همین خاطر است که گفتیم باید زمان زیادی را برای اولین رابطه جنسی خود اختصاص دهید.

آیا دردناک خواهد بود؟

احتمالاً داستان های زیادی درمورد درد از دست دادن باکرگی شنیده اید. برای بعضی از خانم ها واقعاً دردناک است اما اگر طرفتان کارش را درست انجام دهد ( مرد اگر بتواند به اندازه کافی تحریک نماید وزن آمادگی کامل داشته باشد)درد زیادی نخواهید داشت. و به همسرتان زمان دهید. خودتان بگویید که چه زمان برایتان  لذت بخش است و کی دردتان می گیرد.البته مراجعه به کتاب های زناشویی ومخصوصا کتاب ازدواج مکتب انسان سازی را معرفی می نمایم. 

رابطه جنسی را در چه حالتی باید انجام دهیم؟

خیلی از خانم ها دوست دارند رابطه جنسی دفعه اولشان را طوری انجام دهند که خودشان روی مردشان قرار گیرند چون در این حالت کنترل بیشتری روی آلت تناسلی مرد دارند. خیلی ها هم دوست دارند که مردشان روی آنها بخوابد و کنترل همه چیز را به طرفشان می دهند. حالتی را انتخاب کنید که برایتان بهتر ست( از مجامعت در راحال سرپا وایستاده جددا خودداری فرمایید چرا که باعث فلج شدن ویا نارسایی خون به مغزخواهدشد). فقط یادتان باشد که به او بگویید که عجله نکند و درصورت نیاز از روغن مخصوص استفاده کنید.

مخصوص آقایون:

اگر نتوانستم به نعوظ دست پیدا کنم چه؟

شاید خنده دار به نظر برسد اما ممکن است این اتفاق واقعاً بیفتد. نگران نباشید چون کاملاً طبیعی است و همه آن تقصیر اضطراب و استرس شماست( برای همین باید درمکان وزمان مناسبی باشید). یک نفس عمیق بکشید  برای مدتی با دست ها، لب ها و زبانتان رابطه جنسی انجام دهید. سعی کنید اضطرابتان را فراموش کنید و مطمئناً باشید که آلت جنسیتان واکنش می دهد.  

اگر خیلی زود ارضاء شدم چه؟

اگر خیلی زودتر از زمانی که می خواستید ارضاء شدید اشکالی ندارد، کمی عشق بازی کنید، بخوابید و باز دوباره امتحان کنید. بار دوم بسیار ریلکس تر خواهید بود.

آیا آلت تناسلیم به اندزه کافی بزرگ است و شکل درستی دارد؟

اندازه آلت جنسی یکی از نگرانی های بسیار متداول آقایون است. سایز متوسط آلت جنسی کمی بیشتر از 13، 14 سانت در زمان نعوظ است و این اندازه برای راضی کردن طرفتان کافی است. واژن خانم ها می تواند خیلی راحت خودش را با اندازه های خیلی بزرگ یا خیلی کوچک آلت جنسی مردها مطابقت دهد و اندازه آلت جنسیتان ارتباطی با ارضاء کردن طرفتان ندارد.

یک مسئله مهم دیگر شکل آلت جنسی است. خیلی از مردها نگران می شوند که چرا آلت جنسیشان به سمت پایین یا سمت چپ خم است و تصور می کنند پس مال آنها طبیعی نیست. خیلی های دیگر فکر می کنند خم بودن آلت تناسلیشان به سمت پایین رابطه جنسی را برایشان دشوار می کند. اما یادتان باشد رابطه جنسی را می توان در حالات بی شماری انجام داد. واژن زن و آلت جنسی مرد می توانند به شکل های مختلف با هم جور شوند و هر حالت جدید برای رابطه جنسی لذت های جدیدی را به شما و طرفتان خواهد داد.

آیا شریک جنسی خوبی خواهم بود؟

یک شریک جنسی خوب بودن به طور خودکار ایجاد نمی شود. با انتخاب زمان مناسب، مراقبت و تمرین، مطمئن باشید هر آنچه که برای یک شریک جنسی فوق العاده لازم باشد را دارید. اولین جلسه رابطه جنسی برای هر دوی شما کمی ناشیانه خواهد بود اما آغازی برای فوق العاده ترین زمان های زندگیتان خواهد شد.

 

 

میل جنسی: مقایسه خانم ها و آقایان

 

متخصصین می گویند میل جنسی مردها بیشتر از زنان است اما میل جنسی زنها سیال تر است.

مردها هر زمانی که باشد می توانند به سمتش بروند اما خانم ها فقط وقتی سمت آن می روند که شمعهای خوشبو درخانه روشن باشد و شوهرشان ظرف های شام را شسته باشد. این کلیشه است که در ذهن همه ما وجود دارد، اما آیا واقعیت دارد؟ آیا میل جنسی در مردها قوی تر از زنان است؟

بله درست است. تحقیقات بیشماری نشان داده اند که بااینکه میل جنسی آقایون بیشتر از خانم ها نیست اما رک و راست تر است. اما برخلاف آقایون، منبع میل جنسی در خانم ها پیچیده تر است.

باور عمومی این است که خانم ها اهمیت بیشتری به رابطه احساسی در میل جنسی می دهند اما دیده می شود که به شدت تحت تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی هم قرار دارند.

دکتر ادوارد لاومن پروفسور جامعه شناسی در دانشگاه شیکاگو می گوید، "میل جنسی در خانم ها شدیداً متاثر از محیط و موقعیت است".

در زیر به هفت الگوی میل جنسی در خانم ها و آقایان که محققان دریافته اند اشاره می کنیم . یادتان باشد که ممکن است کسانی با این الگوها تفاوت داشته باشند.

1. مردها بیشتر به سکس فکر می کنند.

دکتر لومان گزارش می دهد که اکثریت مردهای بالغ زیر 60 سال حداقل یکبار در روز به سکس فکر می کنند. اما فقط یک چهارم خانم ها به این میزان روزانه درمورد سکس فکر می کنند. با بالاتر رفتن سن در خانم و آقایون، این خیالپردازی ها کمتر می شود اما همچنان خیالپردازی های مردان در مورد رابطه جنسی دوبرابر خانم ها باقی می ماند.

در یک تحقیق بسیار جامع که در آن مقایسه ای بین میل جنسی خانمها و آقایان انجام گرفت، روی باومایستر یک روانشناس اجتماعی در دانشگاه ایالتی فلوریدا دریافت که تحریک جنسی ناگهانی در مردها بسیار بیشتر از خانم ها گزارش شده و مردها خیالپردازیهای بیشتر و متفاوت تری دارند.

2. مردها حریصانه تر دنبال سکس هستند.

باومایستر گزارش می دهد که در ابتدای رابطه، در اواسط آن و بعد از گذشت سالیان سال از آن،  مردها بیشتر از زن ها سکس می خواهند. این مسئله فقط مختص افراد با گرایش جنسی عادی نیست، مردان همجنس باز هم خیلی بیشتر از زنان همجنس باز در کلیه مراحل رابطه سکس می خواهند. مردها حتی تعداد بیشتری شریک جنسی طلب می کنند و علاقه بیشتری به سکس های اتفاقی دارند.

حتی در مواقعی که رابطه جنسی ممنوع است یا موقعیت آن وجود ندارد، مردها خیلی بیشتر از زنان دنبال سکس هستند.

·        دکتر لومان می گوید، تقریباً دو سوم آقایون خودارضایی می کنند حتی بااینکه تقریباً نیمی از آنها درمورد آن احساس گناه می کنند. درعوض تقریباً 40 درصد از خانم ها اقرار به خودارضایی می کنند و تکرر این خودارضایی ها هم بین خانم ها کمتر از آقایون است.

·        فحشاء نیز نشاندهنده تمایل مردان به داشتن سکس است نه برعکس آن.

·        زنان راهبه خیلی بهتر از کشیش ها به تعهد خود برای دور ماندن از رابطه جنسی عمل می کنند. آمار نشان می دهد که 62 درصد از کشیش ها به داشتن فعالیت جنسی اقرار کرده اند درحالیکه این عدد در میان زنان راهبه 49 درصد است.

3. طبیعت جنسی خانم ها بسیار پیچیده تر از آقایون است.

چه چیز خانمها را تحریک می کند؟ حتی خودشان هم نمی دانند. مردیت چیورز محقق دانشگاه نورس وسترن و همکاران او در تحقیقی فیلم های تحریک آمیز به مردان و زنان همجنس باز، مردان و زنان با تمایل جنسی به جنس مخالف نشان دادند و از آنها خواستند میزان تحریک جنسی خود را گزارش کنند و توسط ابزارهایی که به دستگاه تناسلی آنها متصل بود میزان تحریک واقعی آنها را اندازه گیری کردند.

نتایج آقایون قابل پیش بینی بود: مردان با تمایل جنسی به جنس مخالف گزارش دادند که با تصاویر مربوط به سکس مرد-زن و زن-زن تحریک بیشتری داشته اند و ابزارهای اندازه گیری هم ادعای آنها را تایید کرد. مردان همجنس باز گزارش دادند که تصاویر مربوط به سکس مرد-مرد آنها تحریک کرده و باز هم ابزارهای اندازه گیری ادعایشان را تایید کرد. درمورد خانم ها، نتیجه به دست آمده جالب تر بود. زنان با تمایل جنسی به جنس مخالف ادعا کردند که تصویر مربوط به سکس مرد-زن تحریک بیشتری برایشان به وجود آورده اما ابزار اندازه گیری نتایج یکسانی را برای هر سه نوع سکس (مرد-زن، زن-زن، مرد-مرد) نشان داد.

مایکل بایلی محقق جنسی در دانشگاه نورس وسترن می گوید، مردها درمورد اینکه با چه کسی تحریک می شوند، با چه کسی می خواهند سکس داشته باشند یا عاشق چه کسی می شوند بسیار سخت و صریح هستند.

اما در مقابل خانم ها به خاطر میل جنسیشان که نسبت به آقایان چندان رک و راست نیست، تمایل بیشتری نسبت به داشتن رابطه با جنس خود دارند. بایلی می گوید، احتمالاً ظرفیت خانم ها برای علاقه مند شدن به جنس موافق خود از نظر جنسی و عاشق جنس موافق خود شدن ظرفیت بیشتری نسبت به مردها دارند. البته لزوماً اینکار را انجام نمی دهند اما ظرفیت آن را دارند.

ادعای بایلی را تحقیقاتی تایید می کنند که نشان می دهند همجنس گرایی در میان خانم ها شایع تر از آقایان است. باومایستر در تحقیق دیگری دریافت که زنان همجنس گرای بیشتری از سکسی که اخیراً با مرد داشته اند گزارش کردند تا مردان همجنس گرا درمورد داشتن سکس با جنس مخالف خود. همچنین خانم  ها خیلی بیشتر از مردان خود را دو جنسی می دانند.

4. تمایل جنسی خانم ها بیشتر از آقایون تحت تاثیر عوامل اجتماعی و فرهنگی است.

باومایستر در تحقیقات خود راه های مختلفی که گرایشات، رفتارها و تمایلات جنسی خانم ها خیلی بیشتر از آقاین متاثر از عوامل اجتماعی و فرهنگی بوده را نشان داده است.

·        گرایش خانم ها نسبت به آقایون در برابر رفتارهای جنسی مختلف با گذشت زمان بیشتر دستخوش تغییر می شود.

·        خانم هایی که مرتباً کلیسا می روند گرایشات کمتری به سکس دارند. اما در میان مردان رابطه ای بین کلیسا رفتن و گرایشات جنسی یافت نشد.

·        خانم ها خیلی بیشتر از آقایون در تصمیمات خود درمورد سکس تحت تاثیر همسالان خود هستند.

·        خانم هایی که تحصیلات بالاتری دارند، فعالیت های جنسی متنوع تری را تجربه کرده اند. اما سطح تحصیلات در آقایون تفاوتی ایجاد نمی کند.

·        خانم ها نسبت به آقایون تناقض بیشتری در اظهار ارزشهای خود درمورد سکس قبل از ازدواج دارند.

اما چرا تمایل جنسی در خانم ها به نظر کمتر است و بیشتر تحت تاثیر قرار دارد؟ برخی می گویند این مسئله به قدرت بیشتر مردها در جامعه مربوط می شود، یا به انتظارات جنسی متفاوت تر  مردها در مقایسه به خانم ها. دکتر لومان مسئله را از دیدگاه جامعه شناختی توضیح می دهد.

لومان می گوید مردها هرکاری می کنند تا سکس داشته باشند تا بتوانند تمایلات دستگاه تناسلی خود را برآورده کنند. درمقابل، خانم ها درانتخاب شریک جنسی خود بسیار دقیق هستند چون این آنها هستند که در معرض باردار شدن قرار دارند و ممکن است مجبور شوند از یک بچه نگهداری کنند. کیفیت رابطه برای آنها بسیار مهمتر از مردان است چون آنها شریکی می خواهند که با آنها بماند و از فرزندشان نگهداری کند. حتی برایشان مهم است که با کسی باشند که وضعیت مالی قابل قبولی داشته باشد تا بتواند از فرزندشان حمایت بهتری بکند.

5. خانم ها برای ارضای جنسی راهی کمتر مستقیم انتخاب می کنند.

خانم ها و آقایون راه های متفاوتی را برای رسیدن به میل جنسی خود می پیمایند. استر پِرِل روان درمانگر می گوید، "از خیلی از خانم ها می شنوم که میل آنها بیشتر از بین گوشهایشان شروع می شود تا پاهایشان. برای خانم ها حتماً باید یک موضوع و طرح اولیه وجود داشته باشد تا رمان عشقیشان نوشته شود. این اشتیاق است که سوخت تمایل آنها را تشکیل می دهد.

دکتر پِرِل اضافه می کند، "تمایل جنسی خانم ها خیلی بیشتر وابسته به موقعیت، درونی و احساسی است. اما درمقابل مردها نیازی به اینهمه خیالپردازی ندارند چون سکس برایشان بسیار ساده تر و سرراست تر است."

این به آن معنا نیست که مردها به دنبال صمیمیت، عشق، و رابطه نزدیک نیستند. آنها فقط نقش سکس را متفاوت تر می بینند. دکتر پِرِل اینطور توضیح می دهد که، "خانم ها می خواهند که اول حرف بزنند، نزدیک بشوند، و بعد سکس داشته باشند اما برای آقایون سکس همان رابطه و نزدیکی است. سکس زبانی است که مردها برای ابراز احساسات خود استفاده می کنند. سکس زبان صمیمیت مردهاست."

6. ارگاسم و ارضای جنسی در خانم ها با آقایون متفاوت است.

بااینکه محققان دریافته اند که تعیین میزان ارگاسم در خانمها درمقابل آقایون کار دشواری است اما درمورد مدت زمانی که می کشد مردها یا زن ها به ارگاسم برسند اطلاعات دارند. براساس گفته های پروفسور لومان، برای مردها به طور متوسط چها ردقیقه از زمان داخل شدن تا ارضاء طول می کشد اما این مدت برای خانم ها 10 تا 11 دقیقه است، البته اگر به ارگاسم برسند.

این یک تفاوت دیگر بین دو جنسیت است: یعنی چند وقت یکبار در طول سکس ارگاسم می شوند. درمیان مردان 75% گزارش میدهند که همیشه به ارگاسم می رسند و این میزان برای خانم ها 26 درصد است.

7. تمایل جنسی در خانم ها کمتر از آقایون تحت تاثیر دارو است.

ازآنجاکه تمایل جنسی آقایون درمقایسه با خانم ها مستقیم تر وابسته به بیولوژی است، جای تعجب نیست که کم بودن تمایل جنسی در آنها راحت تر با داروها درمان شود. مردها می توانند برای اکثر مشلات جنسی خود از دارو استفاده کنند و نتیجه بگیرند اما درمورد خانم ها استفاده از دارو برای بالا بردن میل جنسی چندان موثر نیست.

تستوسترون هورمونی است که در مردها و زن ها به میل جنسی مرتبط است. اما این هورمون درمردها با میل جنسی پایین سریعتر از زن ها عمل  می کند. در میل جنسی یک عامل هورمونی وجود دارد  که درموردها بسیار مهمتر از خانم هاست.

یک داروی جنسی به نام Intrinsa در اروپا روی خانم ها خیلی خوب موثر بود اما FDA آن را به خاطر عوارض طولانی مدت احتمالی تایید نکرد. این مسئله پژوهشگران را به این مسئله متوجه کرد که آیا برای درمان پایین بودن میل جنسی در خانم ها باید از دارو استفاده شود یا خیر. پژوهشگران به نتایج یک تحقیق بسیار جامع اشاره می کنند که نشان داد 40 درصد از خانم ها نوعی مشکل جنسی را گزارش داده اند که بیشتر پایین بودن میل جنسی بوده اما فقط 12 درصد از آنها نسبت به وضعیت خود احساس ناراحتی داشتند. باتوجه به کلیه عوامل، پزشکان عقیده دارند که دارو باید آخرین چیزی باشد که برای درمان پایین بودن میل جنسی در خانم ها استفاده شود، نه اولین آن.

روابط دختروپسر

بخش دوم:زيربناي روابط

فصل اول:

  - مكانيزم جذابيت جنس هاي مخالف

  - رفتاردختروپسرنسبت به يكديگردرسنين مختلف

  - آزادي مطلق روابط درغرب هيجانات جنسي رامضاعف مي كند

  - اوج هيجان والتهاب جنسي درجواني وكنترل آن

 فصل اول ـ زير بناي روابط

زندگي ارزش آن را دارد كه با چشم باز و با دلي آگاه به آن نگاه كني و اگر درپي آب هستي ، گرفتار سراب نشوي . دل بستن به انديشه‌هاي رؤيايي و زيستن در عالم خيال، شايسته عاقلان فرزانه نيست. تو در پي خوشبختي هستي، همه آنها كه دراطراف تو زندگي مي‌كنند، دنبال سعادتند و مي‌خواهند خوب زندگي كنند؛ ولي خوشبختي چيست؟ خوب زيستن كدام است و خوب كيست؟ بعضي‌ها ندانسته، زندگي را به جهنمي سوزان تبديل مي‌كنند كه هيزم آن خودشانند اين دوزخ هولناك گاهي از يك زاوية كوچك انحراف و يا اشتباه آغاز مي‌شود. زندگي‌هاي آلوده به هوس، خرمن خشكي است كه جرقه بيگانگان در يك لحظه آن را آتش مي زند و خاكستر مي‌كند؛ اين جاست كه نگاه روشن و زاوية ديد صحيح، كار ساز است. ما دوبار عمر نمي‌كنيم كه در يكي تجربه بيندوزيم و در ديگري به كار بريم. درهمين يك نوبت بايد چنان زندگي كنيم كه به حسرت گذشته گرفتار نشويم. خداوند انسان را آميزه‌اي از ظرفيتها و استعدادهاي مختلف آفريد و او براي رسيدن به كمال حقيقي و سعادت واقعي ، بايد در جهت شكوفايي همه استعدادها گام بردارد و به تمام جهات مادي و معنوي زندگي بپردازد . نكته مهم شناخت صحيح نيازهاي طبيعي انسان و درك درست آن است تا در ارائة راه حل‌ها به خطا نرويم .

مكانيزم جذابيت جنسهاي مخالف نسبت به هم  بر چه اساس است؟

آيا جاذبة دختر و پسر براي يكديگر برخلاف سرشت و نهاد آنهاست و نوعي انحراف از طبيعت اولية انسان به حساب مي‌آيد ؟

نياز طبيعي دختر و پسربه يكديگر: در خلقت بشر، زن و مرد مكمل نيازمندي‌هاي روحي و رواني يكديگرند و هريك بدون ديگري احساس فقر و نياز نموده و به آرامش واقعي دست نمي‌يابد. انسان به عنوان موجودي طبيعي و با داشتن بعد مادي و جسماني، ناچار با جهان طبيعت در ارتباط حياتي و وابستگي متقابل است؛ به صورتي كه قطع اين وابستگي‌ها مساوي با نابودي او خواهد بود. اگرانسان مي‌توانست بدون وابستگي به طبيعت و علايق مادي، به مقصود نهايي خويش در خلقت نايل شود، قطعاً پروردگار حكيم نيز او را به دامان طبيعت جسماني نمي‌سپرد.خصوصيات جسماني، علايق روحي و رواني، جذابيت‌هاي متقابل بين طرفين (زن ومرد) بخصوص در سنين جواني، از اين قاعده كلي مستثنا نيست . البته هركدام ازدو طرف داراي جذابيت‌ها و ويژگي‌هايي است كه به طور اجمال بدان اشاره مي‌كنيم :دختر بنا به لطف الهي، بعد از بلوغ به تعادل وآرامش روحي عميقي دست مي يابد و تجلي‌گاه زيبايي‌هاي الهي مي‌شود .صورت معصوم و چشمان نكته سنج و اندام ظريفش و از اين مهم‌ترعفت، حيا و افتادگي نگاهش، خرامان راه رفتن و وقار زيباي او، چنان سرشاراز جذابيت سحرآميزي است كه هر مرد خشن و بي احساسي را تحت تأثير قرارمي‌دهد. زن شاهكارآفرينش و سرچشمه جوشان مهر و محبت است و درساختار وجودي خود، متمايل به مرد آفريده شده و به دنبال تكيه‌گاه محكمي است كه در فراز و نشيب زندگي يار و ياورش باشد. او طالب آن است كه توجه مرد را به شخصيت وموقعيت عاطفي و ابعاد وجودي خود جلب نمايد.او با برخوردها و معاشرت‌هاي خود با مردان، انگيزة جنسي نداشته و قصد اولية او بي‌عفتي و لذت‌جويي شهواني نيست؛ بلكه خواستار كسي است كه از وجود پر رمز و رازش باخبر باشد و موقعيت عميق عاطفي و روح  فداكاري و صداقت او را پاس بدارد و از روي صداقت و پاكي، نگاه او توجه مردان را نشانه احترام و ابراز محبت خالصانه و توجه به ارزشهاي غيرجنسي خويش مي‌پندارد. به همين جهت مرداني رامي پسندد كه ارج ومنزلت او را درك كند و با روح و روانش دمسازباشد. زن به دنبال تقديس از جانب مرد و درآرزوي آن است كه تنها ملكة كاخ عشق و محبتش باشد. و به قول ويل دورانت زن فقط وقتي زنده است كه معشوق باشد و توجه كردن به او مايه حيات اوست كه دركتاب لذات فلسفه مطرح شده است . پسر نيز پس از بلوغ ، به طور طبيعي سرشار از تمايلات غريزي است و نيازمند روابط دوستانه و محبت آميز بوده ، بدون جنس مخالف، نه در مراقبت از تمايلات سركش و شهواني خود تواناست و نه در رشد استعداد‌هاي اجتماعي موفق است و در تنهايي ، دچار فشار ذهني شديد و بي‌حوصلگي است و در انجام كارها سريع خسته و بي‌انگيزه مي‌گردد.

 او در پي كسي است كه خلأ و كمبود و نقصان خويش را با وجودش كامل نمايد و تكيه‌گاه و مشوقي را مي‌جويد كه در درون او حضور يابد و احساس تنهايي‌اش را از درون برطرف سازد. و با نرمي و لطافت، خشكي و خشونت زندگي را هنرمندانه از يادش ببرد. مرد نيازمند كسي است كه قلبش براي او بتپد و با گرمي نگاه و كلام پرمهرش، او را درمواجه با ناملايمات زندگي اميد بخشد و با اتكا به عشق و محبتش سردي‌ها وسختي‌هاي زندگي را پشت سرگذاشته، همچون آينه‌اي شفاف ، خود را در او باز بيند، تا شخصيت و اخلاق خويش را بيابد. مرد فطرتاً طالب دختري است كه مانند بنفشه، محبوب و سليم‌الطبع و ساده و عفيف و درعين حال داراي كمال لطف و دلبري باشد. در منظر پسر و دختر، هرچند وجود عزيز پدر و مادر بسيارارزشمند است و مصاحبت با آنان و يا خواهر و برادري مهربان، تسكين دهندة لحظات تنهايي است، اما نياز پسر و دختر، محرميّتي بالاتر از اينها را مي‌طلبد.

طبيعت زندگي‌شان اقتضا دارد كه آن دومافوق نيازهاي جسمي و مادّي به هم بنگرند و رابطه خويش را بر مبناي عشق ومحبت راستين و جوشيده از نهاد و درون استوار سازند.

ويل دورانت  به نقل ازكتاب مهماني افلاطون از قول آريستوفان آورده است: هريك از ما، در جدايي فقط نيمه‌اي از انسان است وهميشه نگران آن نيم ديگراست.

اين نيازمندي‌ها كه در سرشت بشر نهاده شده، از اسرار حكمت الهي است. نكته اساسي  بسترسازي مناسب براي پاسخ گويي مناسب براي آن بوده تا دختر و پسر در مسير زندگي تكاملي خويش، شادمانه و سرافراز از اين ميدان، گذشته و در فردايي روشن، خود را در كانون سرشار از عشق و صفا ببينند.

چرا دختر و پسر را از سنّ كودكي جدا نمودند تا درسنّ جواني درمحيط جامعه و دانشگاه با حسّاسيتي دو چندان، به دنبال شناخت دنياي جنس مخالف و جبران كمبودهاي گذشته باشند؟

درپاسخ به اين پرسش توجه به چند نكته ضروري است:

1ـ براي درستي يا نادرستي جداسازي،  بايد ديد براساس نظر روانشناسان و كارشناسان علوم تربيتي، نياز روحي ـ رواني كودك و نوجوان نسبت به جنس مخالف چگونه است. دختر و پسر پس از دوران كودكي از هم جدا شده، هر كدام در دنياي متفاوت از ديگري پاي به دوران نوجواني مي‌نهد. در اين دوران، دختر و پسر نسبت به جنس مخالف هيچگونه احساسي نداشته يا داراي حساسيت منفي‌اند؛ بنابراين خواه با هم باشند يا بدون هم، در واقع جداي از يكديگر رشد نموده و بعد از اين مرحله با بيداري غرايز، به يكديگر روي مي‌آورند و با دنياي ناشناخته‌اي مواجه مي‌شوند. اين دنياي ناشناخته، سبب ناراحتي آنها مي‌شود و با بيداري بيشترغرايز جنسي، حساسيت و توجه آنها به يكديگر بيشترمي‌شود. رفتار كودك در دوران پيش از دبستان، در برخورد با جنس مخالف وموافق، چندان متفاوت نيست. به عبارت ديگر در اين دوره، كودك با برخورد با دختران و پسران هم سن خود، تقريباً يكسان رفتار مي‌كند . درحقيقت دوران پيش از دبستان را مي‌توان دورة يكرنگي و يگانگي دوجنس دانست. اين گونه برخورد پس از پايان اين دوره ديگر تكرار نخواهد شد. در دوره دبستان به تدريج رفتار دوگانه و مخالف خودنمايي مي‌كند. در اين دوره پسران و دختران از يكديگر فاصله گرفته، نسبت به هم موضع مي‌گيرند. دختران معمولاً با دختران به بازي و گفتگو مشغول مي‌شوند و پسران نيز با پسران. اين فاصله گرفتن، گاه با پرخاش نسبت به هم و بدگويي و شكايت از يكديگر، همراه مي‌شود. خواهران و برادراني كه در يك خانه زندگي مي‌كنند، اين تعارض را به صورت جدال و قيل و قال و قهر و شكايت ازخود بروزمي دهند. پسران ـ درآن سن ـ دختران را موش مي‌نامند كه مثل خرگوش هستند، ولي خود را مثل شير و شمشير مي‌دانند؛ گاه دختران نيز همين كار را با پسران مي‌كنند. به اين ترتيب اين دوره را بايد دوره تعارض در رفتار اجتماعي دو جنس بدانيم. در دوران پس از دبستان، به ترتيب فاصله گرفتن دو جنس، آغازمي‌شود. دختران و پسران در اين دوره به تدريج از هم دور مي‌شوند و گويي با يكديگر قهرند. آن تعارض دوران دبستان نيز از بين مي رود. بيشترنوجوانان دردوازده ـ سيزده سالگي، اين دوري و فاصله را نسبت به جنس مخالف، در درون خود احساس مي‌كنند. غرايز جنسي بين شش تا دوازده سالگي متوقف مي‌ماند و دختران و پسران از اين لحاظ تفاوت چشمگيري از هم ندارند. سپس در دوران نوجواني به يكديگرتمايل پيدا مي‌كنند و اين تمايل براي هر دو جنس ناراحت كننده است؛ زيرا تحولي است كه با خواستة قبلي هركدام مخالف است. اما سالهاي نوجواني،سال‌هاي بيداري غريزه است. اين غريزه، انسان را به سوي جنس مخالف سوق مي دهد.

درچنين اوضاعي اگرتعارض بين گرايش و عدم گرايش به طرف جنس مخالف، شدت بگيرد، نوجوان دچارآشفتگي مي‌شود و دست به رفتارهاي متعارض مي زند. اگرعوامل محرك غريزه جنسي نوجوان را تا حد امكان كنترل كنيم، به گونه اي كه اين غريزه بيداري خود را به تديج و بسيارآرام آغازكند، مي‌توانيم اميدوار باشيم كه دوري روحي نوجوان ازجنس مخالف، فرصتي خواهد بود براي پختگي بيشتر و شناخت دقيق‌ترازجنس مخالف.

به اين لحاظ است كه كنترل و كاستن عوامل تحريك كننده جنسي، ازضروريات تربيتي در دوره نوجواني است، و با بيداري تدريجي، نوجوان فرصتي مي‌يابد تا آشفتگي‌هاي خود را در اين مدت كه در ابعاد مختلف با آن روبروست، تاحدّي تعادل بخشد و در اواخر نوجواني گرايشي انساني به طرف جنس مخالف درخود احساس خواهد كرد. اين احساس مقدمة خوبي براي ازدواج و تشكيل خانواده است. در نتيجه، طبق نظر كارشناسان، دختر و پسر از كودكي، بر اساس ساختار روحي ـ رواني با جنس موافق رشد نموده، احساس نياز به جنس مخالف ندارند و اين دوري مي‌تواند زمينه مناسب براي شناخت صحيح شود. و اختلاط بي حد و مرز و تعجيل در روابط و تحريك زودرس، نوجوان را كه بايد با آرامش و فراغت به دنبال پايه‌ريزي انديشه و آينده و هويت خود باشد، دچارآشفتگي‌هاي روحي و ذهني نموده، غرق در اضطراب و التهاب مي‌نمايد و از دستيابي به اهداف بلند باز مي‌دارد. البته لازم است، جوانان و نوجوانان شناخت درستي نسبت به جنس مخالف داشته، از تصورات تخيلي اجتناب كنند و از جنس مخالف، موجودي ماورايي و فرشته‌اي آسماني و ... نسازند .

هر يك از دختران و پسران بايد بدانند كه جنس مخالف همچون خود آنان، داراي ويژگي‌هاي مثبت و منفي گوناگون است، و درعين برخورداري از توانمندي‌ها داراي ضعف‌ها و توانايي‌هايي نيز مي‌باشد و براي خود سليقه‌ها و خصوصيات اخلاقي خوب و يا بدي دارد و همانند خواهران و برادرانشان، انساني معمولي است و به اندازه كافي وقت دارند تا يكديگر را بشناسند. اين نوع شناخت ، به همراه كنترل عوامل محرك جنسي، التهاب و هيجان را در سن جواني به حد متعادل رسانده، جوان را به سوي پاسخگويي صحيح و انتخاب راه درست و فرد مناسب براي عشق و زندگي رهنمون مي‌سازد.

2ـ جداسازي دختر و پسر در مدارس و مراكزعلمي، تنها در ايران مرسوم نيست، بلكه از دير باز تا كنون در بسياري از كشورهاي شرق وغرب متداول بوده است و امروزه در ميان انديشمندان علوم تربيتي داراي موافقان ومخالفان بسياري است.

3ـ نكته ديگر آنكه اگر اختلاط ازسنين كودكي و نوجواني، سبب كاهش التهاب و حساسيت در جواني مي‌شود و شناخت معقولي را ايجاد مي‌كند، چرا در جوامع غربي كه آزادي مطلق دارند، باز دختر و پسر با دوصد حساسيت و هيجان جنسي، غرق در شهواتند و علي‌رغم معاشرتهاي آزاد  و ديدن انواع فيلمها و مجلات، اين عطش هولناك هنوز سيراب نشده است؟

در ارتباط دختر و پسر، قائل به ارتباطي آلوده نيستيم، بلكه مقصود ما ارتباط و رفاقت معمولي و پاك و به دور ازمسائل جنسي است. چرا از اين گونه روابط جلوگيري مي‌شود؟

در اسلام صحبت كردن و برخورد عادي زن و مرد، جايز است و آنان مي توانند فارغ از دغدغه‌هاي شهواني، به كار و فعاليت و تحصيل بپردازند؛ اما فعاليت مختلف در همة مراكز و مجامع امرپسنديده‌اي نيست؛ به ويژه براي جوانان كه آميزه‌اي ازغرايزمختلفند، زيرا قدرت كشش و نيروي تحريكي تمايلات انسان، يكسان و مساوي نيستند. انگيزة بعضي ازتمايلات، بسيار قوي و نيرومند است و قدرت كشش پاره‌اي ازخواهش‌ها متوسط و ضعيف است.

در جواني، غرايز جنسي و احساسات و شيفتگي به جذابيتهاي ظاهري، درحد زيادي خودنمايي كرده ، حاكم بر دوستي‌ها و تصميم‌گيريهاي جوانان است. موريس دبس مي‌گويد:

غريزة جنسي، مخصوصاً نزد پسران، تا سر حد وجدان نفوذ كرده و تحريكات شهواني همچون تصادم امواج به ساحل، شروع به مبارزه مي‌نمايد. عمل اين غريزه آنقدر قوي است كه در واقع، مركز تحريكات مستقيم براي تمام آرزوهاي اعضاي مختلف بدن مي‌گردد. تأثيرغير مستقيم آن خيلي بيشتراز اين‌هاست. وجود آن بكلي زندگي قلبي و تظاهرات محبت‌انگيز انسان را تحت تأثير خود قرار مي‌دهد تا جايي كه در سن هفده ـ هجده سالگي، مالك اصلي حساسيت انسان مي‌شود و آن هنگام تمام تظاهرات محبت‌آميز انسان از غريزة جنسي سرچشمه مي‌گيرد. بديهي است در ايام جواني، شوق جنسي و احساسات بر روان آدمي سايه انداخته، ناخودآگاه به رفتار و سخن و نگاه جوان رنگ و لعابي ديگرمي‌بخشد. در اين ميان، چنان التهاب و هيجان به اوج مي‌رسد كه آهنگ، صدا و رفتار و حركات را تحت تأثير قرارداده وحتي تصور رفاقت و هم سخن شدن و حتي گرماي وجود ديگري، قلب را به تپش مضاعف وامي‌دارد و تأثيرپذيري و تحريك را دوچندان مي‌نمايد.

ويل دورانت پس ازبيان تحريك پذيري جوانان در برخورد با جنس مخالف مي‌گويد: دراين سن جوان در مقابل هزارها محرك كه قبلاً آن را حس نمي‌كرد ، حساس مي‌گردد. بعضي از صداها اين حساسيت جواني را برمي‌انگيزد. بعضي ازعطرها آن را تحريك مي‌كند.

درجاي ديگركتاب خود، درباره حكومت شهوت درطول عمر، مي‌نويسد: رسم بر اين است كه طغيان شهوت را به دورة جواني منتسب سازند؛ ولي در حقيقت تا نيرويي در بدن هست، شهوت نيز پاي برجاست.

كارون هورناي علي‌رقم رد صريح اين نظرية فرويد كه پشت سر هرگونه محبتي يك انگيزة شهوي و عقدة جنسي وجود دارد مي‌نويسد:

ارتباط زيادي بين محبت و تمايلات جنسي ملاحظه مي‌كنيم؛ مثلاً بسياري از تمايلات وكشش‌هاي جنسي، اولش با مهرباني و دوستي صاف و ساده شروع مي‌شود؛ گاهي هم ممكن است شخص داراي تمايلات جنسي باشد ولي خودش آن را با تمايل به مهرورزي اشتباه مي‌كند.

چنانچه كششهاي جنسي هم ممكن است انگيزة احساسات محبت‌آميز باشد يا كم‌كم مبدل به احساسات محبت‌آميز گردد؛ با وجودي كه اين تغيير و تبديلات حاكي از آن است كه ارتباط نزديكي بين تمايلات جنسي و احساسات محبت‌آميز وجود دارد (هرچند اينها دونوع احساس متفاوت مي‌باشند).

با توجه به نياز و كشش دروني دختر و پسر، به ضميمة شرايط ويژه بلوغ و بيداري غرايزجنسي و تحريك‌پذيري جوانان، بايد اعتراف نمود گسترش و عادي‌سازي ارتباط، بستري مناسب براي كشيده شدن جوانان به سوي لذايذ شهواني و زمينه‌ساز روابط جنسي است.

در گزارشي كه جاناتان راس روزنامه نگار انگليسي، به دنبال تحقيقاتي روان‌شناسانه منتشركرده، نگراني خود را از خشونت جنسي ابراز داشته است. وي با ارائة آمار اظهار مي‌كند كه بيشتر مردان غربي، نسبت به زناني كه با آنان از صبح تا شب در ارتباط هستند، ( ازقبيل: همكار وهمكلاس ) در آرزوي آميزش همراه با خشونت شديد، تا حد قتل مي‌باشند.

حال با كمي تأمل و واقع‌بيني در خود و محيط اطراف، به خوبي درمي‌يابيم كه بسياري از دلايل و بهانه‌هاي مختلفي كه در توجيه روابط  ذكر مي‌شود، برخواسته ازهمين نياز دروني است و ازآنجا كه شرايط مناسبي براي پاسخگويي صحيح و طبيعي وجود ندارد، سبب به وجود آمدن روابط خياباني وآشنايي‌هاي تلفني مي‌شود. در اينجا مسئوليت سنگيني بر دوش خانواده‌ها و مسئولين جامعه است. جوان درسن جواني و در اوج شور و احساسات خود نيازمند روابط محبت‌آميز و سرشار از عشق و صفاست و در عمق جان خويش اين نياز را احساس كرده، با تمام وجود نداي طلب آن را مي‌شنود و در پي راهي براي پاسخ دادن به آن است، و اگر راهي صحيح و ساده نيابد، خواسته يا ناخواسته به راه‌هاي ديگر كشيده مي‌شود.

اگر خانواده‌ها با راهنمايي و فراهم نمودن شرايط مقدماتي به كمك آنها نشتابند و مسئولين اقتصادي  و فرهنگي جامعه، به دنبال چاره‌جويي و بر طرف نمودن موانع موجود بر نخيزند، ديگر نمي‌توان انتظار زيادي ازجوانان داشت و تنها آنان را مورد ملامت و سرزنش قرارداد.

در نتيجه، براي آرامش و كنترل غرايزدر افراد، رعايت نكات زير لازم است:

الف - ارضاي تمام غرايزموجود در انسان درحد حاجت طبيعي به طورمعقول ومطلوب.

ج‌-     جلوگيري ازتحريك غرايز؛ به خصوص غريزه جنسي.

د-  گسترش ميدان فعاليت اجتماعي و سياسي و فرهنگي و ورزشي.

از آنجا كه با اعتراف به حساسيتها و تمايلات غريزي، توجيهي براي عادي‌سازي روابط و تطهيرآن باقي نماند، ديده مي‌شود در برخي مطبوعات بدون ارائة مستند علمي، اين اصل و نقش آن را انكاركرده و روابط موجود را عاري از دغدغه‌هاي جواني دانسته و آن را بدون تبعات منفي معرفي مي‌كنند! اما روي سخن ما با جوانان فهيم ايراني است: در شرايط فعلي جامعه چه بايد بكنيم و چه راهي را بايد انتخاب نماييم تا به سعادت و خوشبختي واقعي دست يابيم؟

هدفداری آفرینش موجودات وانسان

هدفداري آفرينش وارزش انسان :

آفرينش امري هدفدار و براساس ضابطه و نظم است. همه چيز آن را روي قاعده و حساب مي‌بينيم و اين امربه حد وميزاني است كه بررسيهاي محقّقان از كران تا كران جهان به اين نتيجه منجرشده است. هيچ پديده‌اي بي حساب آفريده نشده وهيچ ستاره و جنبنده‌اي به دور از قاعده و نظم به دنيا نيامده است. ستاره‌هايي هستند كه فاصله‌شان ازما تنها با سال نوري قابل سنجش است. سير وگردش آنها هم درمدارخويش براساس ضابطه‌اي است وآنچنان است كه گوئي تعهّد كرده‌اند ازمسيرخود دور و منحرف نشوند و از دقايق سيري كه برايشان تعيين شده است بر كنار نمانند.

درطريق اين هدفداري است كه پديده ها سيري خاص و نظمي دقيق دارند و به سويي خاص كه جهت حركت و تكامل آنهاست به پيش مي روند وهم به خاطر اين نظم وضوابط دقيق است كه ما درمي‌يابيم بي‌حساب و سرسري آفريده نشده‌ايم و موجودي  بي صاحب نيستيم و صانع جهان صانع وخداي ما نيزهست. آفرينش و دستگاه آن بس وسيع و پردامنه است.

وسعت آن به حدّي است كه فاصلة بين دو ستاره از دو كهكشان را بايد با سالهاي نوري سنجيد. چه بسيارند ستاره هائي كه خود سالهاست مرده‌اند ولي هنوز نورشان به ما نرسيده است وچه بسيارند پديده‌هايي كه جديداً آفريده شده‌اند و ما هنوز از نظرعلمي بدان دسترسي پيدا نكرده‌ايم. جهان تنها كوچه وخيابان و شهر و كشور ما نيست و تنها كرة زمين وماه و ستارگان نيست كه در وراي آنچه كه مي بينيم چشمان مسلح دامنه‌هاي ديگري را هم نشان ميدهند كه ازعهدة حدس وگمان ما خارج‌اند و جداً ما قادر نيستيم آن را حدس بزنيم.

دامنة تفاوت پديده ها نيزبسياراست تنها پانصد هزار نوع ازحشرات در كرة زمين شناسايي شده‌اند و چه بسيارند انواع ديگري كه هنوز شناخته نشده‌اند و چه بسيارحيوانات و گياهانند كه هنوز در رده بندي علمي دانشمندان قرار نگرفته‌اند. دربين پديده‌هاي متعدد يكي هم انسان است كه دربارة تاريخ آفرينش و ظهور او بركره زمين بحث است .

ظاهراً آدم آدم است، ولي تنوع در آفرينش انسان به حدي زياد است كه برخي از انسانها در تفاوت خود باهم به ميزان انسان و حيوان فاصله دارند. اقوام مختلف، باچهره‌هاي گوناگون، با رنگ‌ها و زبانها و رفتارها و شيوه‌هاي زندگي و فرهنگشان را در نظر بگيريد و ببينيد چه محشري برپاست وچه نوعي ازاين بابت بچشم مي‌خورد.

انسان را باحيوانات گوناگون مقايسه كنيد و ببينيد چه وجه تشابهاتي و چه وجه تفاوتهايي دراين رابطه به چشم مي‌خورد وجه شباهت‌ها به حدي است كه برخي انسان را حيوان ناطق و حيوان ضاحك معرفي كرده‌اند. ولي انسان كجا و حيوان كجا ؟ دو دنياي جداي از هم با دو گونه ويژگي ازنظرعقل و فكر ومشي و روش و تعهد و تكلف.

اين يك انسان است با اين همه بدايع و صنايع وآن يك حيوان و درگير تعهّد غريزي خود. ارزش انسان و مقام و مرتبت او بالاست خداوند در قرآن مي‌فرمايدكه او را بربسياري از آفريده‌هاي خود برتري داديم  «و فضلناه علي كثير ممّن خلقنا ». همچنين او مورد تكريم خدا، موجودي گرامي است مي‌تواند بدان حّد به اوج برود كه خليفه خدا در زمين باشد، مسجود فرشتگان الهي گردد. خداوند براي انسان دامنة اوج و پروازي مقرركرده است كه براي ديگرآفريده‌هاي او آن زمينه تعيين نشده است. او مي تواند از منهاي بي‌نهايت تا به اضافة بي‌نهايت پرواز كند و اوج گيرد .

اگر بناي رشد داشته باشد امكان اوجگيري او تا اعلي است و اگر بناي انحطاط داشته باشد زمينه سقوط او تا اسفل السافلين فراهم است. ماديون ارزش وجودي او را تا حدّي دانسته‌اند كه گفته‌اند او بعنوان ثروتي مادّي براي جامعه است، الاهيون او راعلاوه بر اين داراي رتبه و مقامي معنوي ذكر كرده‌اند، آنچنان كه مي‌تواند موجب تحوّل درفرد و جامعه و امّت و ملّت باشد.

بهاي او از نظراسلام فوق العاده بالاست به حدّي كه براساس بينش اسلامي نمي‌توان آن را با بهاي عرش وآسمان مقايسه كرد. و آن بهاي وجودي او را بهشت مي‌شناسد و درسخني كه منتسب به امام حسين(ع) است توصيه شده كه آن را جز به بهاي بهشت مفروشند. انسان اززماني كه آفريده شده است تا زماني كه راهي بهشت يا جهنّم مي‌شود. چند مرحله را طي مي كند :  1ـ عالم ارواح 2ـ عالم ذر 3ـ  پشت پدر 4ـ رحم مادر 5ـ دنيا 6 ـ برزخ7 ـ قيامت.

فصل اول عالم ارواح

چندي قبل ازاين كه خداوند بدن خاكي حضرت آدم را بيافريند، روح انسان را ازپايين‌ترين مرتبة وجود خود آفريد و درعالم ارواح قرارداد.

فرض كنيم قرار بوده است مثلأ درطول20 هزار سال از آفرينش حضرت آدم تا روز قيامت 20 ميليارد انسان به دنيا بيايند و بميرند. با فرض اين مسئله خداوند ازهمان ابتدا روح 20ميليارد نفر را يكجا آفريد و درعالم ارواح قرارداد. درعالم ارواح  كلاس‌هاي درس برپا مي‌شد كه تمام ارواح ازآن استفاده مي‌كردند. دراين كلاسها از خداوند صحبت مي‌شد. ازشناخت صفات و افعال خداوند. به علّت اينكه ارواح درمحضرخداوند بودند و او را مي‌ديدند خيلي سريع وخوب درس‌ها را ياد گرفتند، چون هرچيز كه مي‌خواندند با خداوند مطابقت مي‌دادند ومي‌ديدند صحيح  است، ياد مي‌گرفتند.

به همين علّت وجود اين ارواح با نور خداوند انس مي‌گرفت وآنها به خداوند عشق مي‌ورزيدند و خود را به نورصفات و افعال خداوند مي‌آميختند و آيينه‌اي از وجود خداوند مي‌شدند. ازچيزهاي ديگري كه در كلاس به ارواح درس داده مي‌شد، شناخت پيامبران و امامان بود كه به همين طريق صورت مي‌گرفت. يعني پيامبران و امامان حضور داشتند و ارواح با ديدن آنها درس را خوب مي‌فهميدند. بقيه چيزها ازقبيل تعليم حكمت وخوبي‌ها وبدي‌ها وحقيقت باطني اشياء نيز به ارواح آموزش داده شده و به اين ترتيب  اين ارواح به صفات الهي آراسته شدند و قابليّت خليفه‌الهي را پيداكردند. هيچ روحي از انسان‌ها وجود ندارد كه اين كلاس‌ها را نديده باشد. بلكه همة ارواح در آن كلاس‌ها درس خوانده‌اند و همه علوم شناخت حقايق اشياء وعلم خوبي‌ها و بدي‌ها واصول دين را تعليم ديده‌اند و درجلسة فارغ التحصيلي ارواح ازكلاس‌هاي مذكور از آنها تعهد گرفته شده كه شما به عنوان خليفة خداوند انتخاب شده‌ايد و تمامي علومي كه به آنها محتاجيد به شما آموخته شده است. پس بايد به آنچه آموخته‌ايد عمل كنيد تا خلايق ديگر شما را به عنوان آيت و نماينده و خليفه خداوند قبول داشته باشند. به همين خاطر ديگر تخلّف ازاين امر از كسي پذيرفته نمي‌شود.

فصل دوم عالم ذر

ازآفرينش روح انسان مدتي گذشت وخداوند تصميم گرفت بدن خاكي حضرت آدم را بيافريند. وقتي او را آفريد، ارواح را از عالم ارواح به عالم ذر منتقل كرد. مي‌گويند عالم ذر 4 هزارسال قبل از اين دنيا بوده است.

پس از اين انتقال، روح مربوط به آدم دربدنش دميده شد و بدن جان گرفت.

سپس خداوند ذرات ريزي را به تعداد ارواح خلق شده از صلب آدم بيرون آورد و اين ذرات دورتا دور آدم منطقة زيادي را پركردند. وقتي كه حضرت آدم از خداوند سؤال كرد: اين ذرات چه هستند؟ خداوند جواب داد :اينهافرزندان تو هستند تا روز قيامت به همين خاطر اين عالم به عالم ذر وآن ذرات ذريّت آدم نام گرفته‌اند. اين ذرات كاملاً مشابه همين بدن خاكي امروزي بشر بوده‌اند وهركس امروز هر قيافه‌اي دارد درآن جا همان طوربوده است. حتماً رنگ پوست و موي اين ذرات به آن ارواح تعلق گرفتند. اكنون وقت آن رسيده بود كه از ذر آدم به فاصلة آنچه ارواحشان در عالم ارواح آموزش ديده بودند تعهد گرفته شود تا به آن عمل كنند. اين تعهد به پيمان الست   معروف است، كه درشعر عرفا نيز زياد به آن اشاره شده است.

خداوند خطاب به همه ارواح فرمود: « آيا من پروردگارشما نيستم؟ » همگي در پاسخ گفتند: « آري براين حقيقت گواهيم.» سپس پيامبران خدا و حضرت محمد(ص) حاضرشدند وخداوند براي پذيرش نبوت آنها نيزتعهد گرفت، كه آيا قبول داريد اينها پيامبران من هستند؟ بارديگرجواب دادند: «آري». سپس براي اميرالمؤمنين علي (ع) و يازده پسرش به امامت تعهد گرفته شد و همه اعتراف كردند كه امامت اينها را نيز قبول دارند. تمامي ملائكه و پيامبران وامامان در آن روز بر اين پيمان گرفتن نظاره مي‌كردند وشاهد بودند تا ديگربراي كسي راه فراري وجود نداشته باشد. خداوند با اين پيمان راه فرار را بر انسان بسته و مي‌گويد كه ازاولين روز دنيا در فطرت شما، عشق به خودم و اعتراف به خداوندي‌ام را قرار دادم و همة شما هم اعتراف كرديد و اين حجت است براي روز قيامت كه ازهمه بازخواست كنم كه چرا كافر شديد و گناه كرديد؟ پس انسان مشرك و كافر در قيامت نمي‌تواند چنين دليل بياورد كه پدران او با تربيت شرك‌آلوده خويش او را مشرك ساخته اند، يا جو حاكم جامعه او را به شرك كشانده است.  حكمت عالم ذر، ظهور فضل و عدل الهي و تأسيس بنيان معرفت و خداشناسي است؛ كه اگرعالم ذر و معرفت به خدا درآن عالم نبود احدي دردنيا خدا را نمي شناخت؛ زيرا خداوند خود را درآن عالم به بني‌آدم معرفي فرمود تا او را شناختند وآن معرفت را حدّ بلوغ و فطرت آنها ثبت گذاشت و باهمان فطرت آنها را به دنيا فرستاد و چون در دنيا غافل بودند، پيامبران را فرستاد كه مردم را تذكر بدهند و نعمت فراموش شده را بيادشان بياورد و توسط آيات وعلامات آنها را به آن معرفت فطري متنبه كنند.

پس كساني كه در دنيا زير بار رفتند و وفاي به عهد كردند و انكار ننمودند، مطابق با فطرت خود و گفته انبيا مشي نمودند، دوستان خدا شدند ومقامات عاليه را طي كردند. فضل الهي بر آنها ظاهر شد. و كساني كه معاندت ورزيدند، به خلاف فطرت خود حركت كردند، دردنيا انكار ربوبيت و الهيت حضرت او را نمودند، گفته‌‌هاي انبياء را رد كردند و كافربه پروردگار خود شدند، روز قيامت عذري نداشته باشند و نگويند ما در غفلت بوديم؛ زيرا با بودن فطرت پرمعرفت الهي و پيامبران ديگر اين غفلت نيست، بلكه معاندت است و كيفر عناد و دشمني عذاب جهنّم است.

شرايط زندگي ارواح قبل از دنيا آن طور كه از روايات استفاده مي‌شود ارواح در عالم‌هاي قبل از دنيا با هم مأنوس بوده‌اند . هر روحي همفكران و همترازان خود را پيدا مي‌كرده و به آنان مي‌پيوسته. اهل علم با اهل علم، اهل لذت با اهل لذت و به قول معروف كبوتر با كبوتر باز با باز، و زندگي بسيارخوش وخرمي داشتند چنانچه ما امروز با مردم ديگرمعاشرت داريم. اين ارواح اختيار داشتند، آن چنانكه اين ارواح كه همديگررا پيدا مي‌كردند، با هم انس مي‌گرفتند. و بالاخره آنها باهمين كيفيتي كه امروز ما زندگي مي‌كنيم زندگي مي‌كرده اند؛ لذا وقتي ارواح به اين دنيا مي‌آيند و درجسم خاكي‌شان جاي مي‌گيرند، به سراغ همان مكانها مي‌روند و درآنجا زندگي مي‌كنند و آنجا را به عنوان وطن بيشتراز بقيه جاها دوست دارند .

همچنين وقتي با افراد ديگر برخورد مي‌كنند، با آنها انس مي‌گيرند و رفيق مي‌شوند، چرا كه درعوالم قبل از دنيا با هم رفيق بوده‌ا‌‌ند و با آنها كه درآنجا انس نداشته‌اند، دراينجا هم انس نمي‌گيرند براي همه ما پيش آمده زماني كه با يك اتّفاق، يا يك شي يا شخص يا محلّه ومكاني روبه رو مي شويم يك لحظه احساس مي‌كنيم كه قبلاً آن را ديده‌ايم يا آن اتّفاق قبلاً هم افتاده و تكرار همان دوباره دارد اتّفاق مي‌افتد. اين همان به يادآوردن حوادثي است كه در عالم قبل ازاين دنيا برايمان اتّفاق افتاده است در كتاب عالم عجيب ارواح داستاني نقل شده كه بي‌مناسبت نيست آن را اينجا نقل كنيم:  در سال1352 درخدمت يكي از علماي بزرگ به نام آيت الله آقاي حاج شيخ موسي زنجاني قدس سره ازمدينة منوره براي انجام اعمال حج به مكّة معظمه مي‌رفتيم. اين عالم بزرگ باآنكه سفر اوّلش بود تمام راه‌ها را مي‌دانست و حتّي اسامي كوه‌هاي مكّه را كه اكثر اهل مكّه آنها را نمي‌دانستند، او براي ما معرفي مي‌كرد و تمام محلّه هاي مكّة معزمه را بهتر از اهالي مكّه مي‌شناخت.

يك روز از من خواست كه با او به طواف بروم زيرا ازدحام جمعيّت طوري بود كه لازم بود من به او كمك كنم . وقتي با او به طرف مسجدالحرام مي‌رفتيم او در راه و در داخل مسجدالحرام همه جا را بهتر از من كه مكرر مشرف شده بودم مي‌شناخت و مي‌گفت : من نمي‌دانم از كجا اين اطلاعات را كسب كرده‌ام و چون خودش عالم بزرگي بود و ازعالم قبل ازاين عالم اطلاع داشت به من فرمود :احتمالاً من در عالم ذر بيشتر در اين حدود بوده‌ام. حالا در چه زماني اين زندگي براي من بوده است خدا مي داند.

يك روز با آن لهجه تركي مخصوص به خودش كه بسيار شيرين بود به من گفت :« امروز از يك جريان براي توخواهم گفت . متوجه شدم كه من در زمان پيامبر معظم اسلام (ص)، آن وقتي كه در اين شهر زندگي مي‌كرده در اينجا بوده‌ام و اين اسامي را آن وقتها ياد گرفته‌ام، نه آن كه فكر كني منظورم اين است كه من در اين بدن ظاهري اينجا زندگي مي‌كرده‌ام، بلكه در همان عالم ذر، يعني با روحم با بدن ذره‌ام در اين شهر خدمت پيامبر اكرم (ص) بوده‌ام .

علت تمام غمهاي عالم ماده، عالم محدوديست، درقيد و بند زمان ومكان، كه مانند زنداني باعث شده است تا ما حقايق جهان هستي را درك نكنيم . همان حقايقي كه روح ما در عالم ارواح و ذرآنها را مي‌ديده و با آنها شاد بوده و چون از قيد زمان و مكان آزاد بوده، سبكبال به هرسوي عالم پرمي‌كشيده و به همه چيز علم پيدا مي‌كرده و از زيبايي‌هاي پاك عالم قدس لذّت مي برده، با خداوند و پيامبران و امامان و فرشتگان در رابطه بوده، باتمام موجودات انس داشته و باهمه چيزمهربان وصميمي بوده است. به همين خاطر وقتي در اين دنيا در جسم خاكي قرارمي‌گيرد ، باز دوست دارد آزاد شود و به همان روزگارخوش گذشته برگردد و ازاين همه زشتي‌ها وپليدي‌ها ، گناه‌ها واشتباه‌ها، نقص‌ها وضعف‌ها ومحروميت‌ها خلاص شود و چون اين روح نمي‌تواند خلاص شود پيوسته سرخود را بر قفس دنيا مي كوبد و معذّب و غمگين است. براي همين انسان هميشه احساس تنهايي و غربت مي‌كند و نمي‌داند به كجا پناه ببرد. شاعرشيرين سخن چه زيبا اين نكته را در قالب شعربيان مي كند :

مرغ باغ ملكوتم نيم ازعالم خاك

چندروزي قفسي ساخته‌اند ازبدنم

و درجاي ديگرفرموده‌اند:

                                        چنين قفس نه سزاي چو من خوش الحانيست

روم به گلشن رضوان كه مرغ آن چمنم

بسياري ازافراد چون دليل اين غم و اندوه را نمي‌دانند سعي مي‌كنند خود را به هرچيزپست و كثيفي مشغول كنند، تا شاد شوند و هركسي به طريقي يكي با پول، يكي با زن، يكي با رقص و ساز و آواز. غافل ازاين كه اين غم فقط با معرفت خداوند و پاك شدن ازگناهان ازبين مي‌رود. اين كارها ظاهرانسان را شاد نشان مي دهد. چنان چه اگر به باطن اين قبيل افراد مراجعه كنيم هميشه اين غم در وجودشان هست و روز به روز بيشتر هم مي‌شود.

ولي كساني كه با تزكيه نفس و بندگي مخلصانه خداوند، روح خود را پاك كرده باشند، حجاب‌ها ازجلوي چشمشان برداشته مي‌شود و تمام آن حقايق لذّت بخشي را كه قبل از پا گذاشتن به دنيا شاهد آن بوده‌اند دوباره مي‌بينند. به قول حافظ :

ميان عاشق ومعشوق هيچ حايل نيست    تو خود حجاب خودي حافظ ازميان برخيز

چنين افرادي كه از آلودگي‌ها پاك شده‌اند و حجاب‌ها از مقابل چشم و گوششان كنار رفته، خداوند را در همه جا مي‌بينند و با فرشتگان و پيامبران و امامان و تمام موجوداتي كه خداوند آفريده و ما در حال حاضرازآنها بي‌خبريم، در رابطه هستند. اين قبيل افراد هستند كه واقعاً شادند، حتي اگر در چهره لبخند نداشته باشند .

مخازن اشيايي كه دردنيا هستند :

تمام پديده‌هاي هستي به طورعموم و انسان به طور ويژه، قبلاً عالمي را پشت سرگذاشته‌اند كه ازآنجا تنزّل نموده و به عالم بعدي آمده‌اند. همچنان كه خداوند در قرآن سوره حجر آيه 2 مي‌فرمايد : « وبدان كه هيچ چيزدرعالم نمي‌باشد، جزآنكه خزانه و منبع آن نزد ما است ولي ما از آن به جز مقدار معيني به عالم نمي فرستيم.»

و درسوره حديد آيه 25 مي‌فرمايد : « و آهن را كه در آن هم سختي و هم منافعي براي مردم موجود است نازل نموديم. » و در سوره زمر آيه 6 مي‌فرمايد: « و نازل نمود از براي شما هشت قسم از چارپايان را. » در اين آيات انزال تنها به معني خلق و آفرينش نيست، بلكه علاوه بر آن به مسأله ديگري هم اشاره دارد و آن اين است كه آنها را ازعالم ديگري به اين عالم تنزل داده است. آهن‌هايي كه دركوهها و معادن وجود دارد و حيوانات و چهارپاياني كه آفريده شده‌اند، همة آنها مانند سايرموجودات عالم ريشه درعالم ديگردارند و از آنجا نازل گرديده و به اين جهان راه يافته‌اند.

چنانچه در سوره حجر به وجود مخازن آن نزد پروردگار اشاره شده است. پس تمام اشياء سابقة هستي درعالم غيب داشته و دارند و مانند كتابهايي نيستند كه چون از قفسه پايين آورده شوند جايشان خالي شود و يا همچون قطرات باراني كه اگر از ابر فرو ببارد ديگرچيزي درآن بالا باقي نماند، بلكه مي‌توان گفت اين اشياء مانند علومي هستند كه از مغز و انديشة يك دانشمند تراوش نموده و به صورت سخنراني و يا نوشته پياده شده است و با اين كارآن علوم در قوة عاقلة وي فروكش نمي‌نمايد، بلكه آنچه را كه در انديشه دارد به آن جامة لفظ و يا كتابت پوشانيده و بدين ترتيب آنها را قابل شنيدن وخواندن مي‌نمايد، ولي همچنان در مغز او پا برجاست.

عالم ذر  همان معاداست:

عالم ذر عالم نفوس است، كه خداوند ما را از آنجا به اين عالم فرو فرستاده و برگشت ما هم به آنجاست و همان جا قيامت و عالم آخرت است. معاد را هم كه معاد گفته‌اند به معني برگشتن است و تا كسي از جايي نيامده باشد وقتي كه به آنجا برود نمي گويند برگشت. عالم نفوس و عالم آخرت هم در باطن همين عالم ظاهر است و در خارج آن نيست كه مثلاً  فرض كنيم اين عالم يك كره است و آن عالم يك كره ديگر. در واقع همة اين عوامل از ابتدا تا انتهاي كار انسان در يكجا قرار دارند و درجريانند. ولي با چشم ظاهري ما قابل ديدن نيستند.  همان طور كه هم اكنون بهشت و جهنّم و قيامت بپاست و موجود است در آنجا حسابرسي مي‌شوند آن گونه كه قطرات آب از ابر به زمين مي‌ريزند و به درياها مي‌پيوندند و بعد توسط حرارت تبخيرمي‌شوند و دوباره به آسمان برمي‌گردند، تبديل به ابر مي‌شوند و اين سير همچنان ادامه دارد، ولي ما به خاطر اينكه بر روي زمين ديدمان محدود است، فقط ريزش باران را متوجه مي شويم و آن آمد و رفت‌ها را ناديده مي‌گيريم.

فصل سوم ـ انتقال روح به دنيا

از وقتي اولين آميزش بين زن و شوهري صورت مي‌گيرد و نطفة جنين شكل مي گيرد، طي مدت 4 ماه قلب و مغز و ساير اندام حياتي جنين ساخته مي‌شود. در ماه چهارم است كه روح متعلق به اين جنين از عالم ذر به اين عالم منتقل مي‌شود، تا اينكه 9 ماه از زندگي جنين بگذرد و به همراه آن به دنيا پا بگذارد. داستان زير اين مسئله را به وضوح مشخص مي‌سازد:

يكي از علما و نويسندگان بزرگ نقل مي‌كند: شبي خواب به چشمم نمي‌آمد و با آنكه بسيار خسته بودم، هر چه مي‌كردم  به خواب نمي‌رفتم؛ لذا از ميان رختخواب بيرون آمدم و به كتابخانه و اتاق مطالعه‌ام رفتم و اتفاقاً  كتاب‌هايي كه در مسأله روح و تحقيق از حقيقت وآثار و صفات آن داشتم رديف كرده بودم تا درباره مسائل روحي تحقيق بيشتري بكنم ناگهان صدايي شبيه به صداي تعدادي گنجشك كه با هم نزاع داشته باشند درخارج اتاق توجه مرا جلب كرد؛ لذا از اتاق بيرون آمدم.

هوا بسيارتاريك بود، اما روي ايوان بزرگ منزلمان حدود 40 يا50 شئ نوراني شبيه به جرقة آتش اين طرف و آن طرف مي‌رفتند و قطعاً صدايي كه به گوشم مي‌رسيد از آنها بود. من اول فكركردم كه خيالاتي شده‌ام و ياخواب مي‌بينم؛ لذا مقداري چشمم را ماليدم و قدري خودم را تكان دادم، يقين كردم نه به خواب رفته‌ام و نه خيالات مي‌كنم؛ مدتي كنار ايوان نشسته و به اشياء نوراني نگاه كردم. در اين بين كه همسرم ديد ه بود من مدتي است از اتاق بيرون رفته‌ام و چون مقداري هم كسالت داشتم در پي من حركت كرده بود. من كه مبهوت آنها شده بودم وقتي ناگهان او را در كنار خودم ديدم از جا پريدم و به او گفتم: ببين تو هم آنچه را كه من مي‌بينم مشاهده مي كني يا نه؟ او گفت: راستي اين اشياء نوراني چيست كه دراينجا پراكنده‌اند؟! دراين بين يكي از آن اشياء نوراني به طرف همسرم آمد و اوهم بي اختيار دهانش را بازكرد وآن شئ نوراني را بلعيد و بقية اشياء نوراني هم ازچشم ما محو شدند. من به همسرم رو كردم و گفتم: آنرا چرا بلعيدي؟ گفت: من چيزي متوجه نشدم فقط خميازه‌ام گرفت، وقتي خميازه كشيدم وچشمم را روي هم گذاشتم و بازكردم ديگر آن اشياء نوراني را نديدم.

گفتم: آيا متوجه نشدي كه يكي از آنها وارد دهان تو شد و تو آن را بلعيدي؟ گفت: نه، فقط احساس كردم كه هواي دهانم خنك ومعطرشده، ولي آن را طبيعي تصور نمودم. من كه آن شب و شبهاي قبل و بعد ازآن مشغول مطالعة مسائل روحي بودم و از طرفي چهارماه بود كه همسرم حامله شده بود و مي دانستم كه پس از چهار ماه روح در بدن جنين واردمي‌شود، باخودگفتم: نكند كه اين شئ نوراني همان روح جنين باشد كه در رحم همسرم بايد اين ايام وارد شده و به جنين ملحق گردد؟! لذا چند روزي اين موضوع فكر مرا كاملاً به خود مشغول كرده بود و با هر يك ازدانشمندان علم الرّوح هم كه حرف مي‌زدم از اين موضوع چيزي نمي‌فهميدند، ولي آنچه من حدس مي‌زدم آنها هم احتمال مي‌دادند، تا اينكه چهار ماه از اين جريان گذشت. شبي در عالم خواب ديدم كه باز همان اشياء نوراني روي ايوان منزل ما دور يكديگر جمعند و سر و صداي عجيبي به راه انداخته‌اند، اما اين دفعه آنها را به شكل انسانهاي كوچك نوراني مي‌ديدم  و حرفهاي آنها را مي‌فهميدم. آنها به يكديگر مي‌گفتند: الان حامد به جمع ما برمي گردد و از اين جهت اظهار خوشحالي مي‌كردند .

ضمناً به خاطر آنكه من دوستي داشتم به نام حامد كه در يك حادثه رانندگي از دنيا رفته بود قصد داشتم اسم فرزندم را اگر پسر باشد به ياد او حامد بگذارم؛ لذا اين جمله مرا تكان داد و با وحشت از خواب پريدم.

وقتي بيدار شدم متوجه شدم كه همسرم در خوب ناله مي كند ناگهان به چشم خود ديدم كه همان شئ نوراني از دهان همسرم كه خواب بود بيرون آمد و به طرف ايوان رفت و من وقتي سراسيمه ازخواب بيدارشده بودم ، همسرم احساس درد زايمان مي‌كرد با آنكه هنوز يك ماه به وضع حملش باقي مانده بود اما او را فوراً به بيمارستان رسانديم . اوهمان شب با ناراحتي زيادي وضع حمل كرد، ولي آن طفل كه پسرهم بود مرده به دنيا آمد. من با آنچه كه در اين دو جريان مشاهده كردم يقين بر عالم قبل از اين عالم براي ارواح نمودم؛ زيرا به هيچ وجه آنچه را كه ديدم برايم قابل توجيه و تأويل بر غيراين تصوري كه عرض كردم نمي باشد.

علت فراموش كردن خدا

سؤالي كه دراينجا پيش مي آيد اين است كه با وجود اينكه روح انسان ازپايين‌ترين مرتبة وجود خداوند خلق شده و از ابتدا مثل آينيه پاك و شفاف بوده و از تمام علوم و حقايق عالم به او آموخته شده و ازاو پيمان گرفته‌اند به آنچه كه مي‌داند عمل كند، پس چرا اكثر افراد در اين دنيا خدا را فراموش مي‌كنند و به دنبال فساد و تباهي مي‌روند و آنچه قبل ازاين دنيا برايشان اتفاق افتاده را به ياد نمي‌آورند؟ جواب اين است كه جسم انسان تا به حد كمال برسد از سه محل و منزل عبورمي كند.

دراين سه محل كه صلب پدر، رحم مادر و دنيا هستند عوامل وعلل مختلفي در نطفه، جنين و بعد جسم انسان نفوذ مي‌كنند و باعث خارج شدن انسان ازمسيردرست مي‌شوند. وقتي روح درچهارماهگي به رحم مادرپا مي‌گذارد، در اثر همين عوامل كثيف و آلوده مي‌شود وهمين امر باعث مي‌شود استعداد خدايي شدن روح شكوفا نشود.     برگرفته ازکتاب آشیانه عشق نویسنده وبلاگ